ماده غذایی ضد سرطان  

1-  گوجه فرنگی

گوجه فرنگی غیر از ویتامین C ، محتوی مقدار زیادی “لیکوپن” می باشد. لیکوپن ماده ای است که خطر سرطان های پروستات و تخمدان را کم می کند.
محصولات گوجه فرنگی از قبیل: رب گوجه فرنگی، سس گوجه فرنگی و کچاپ نیز ضد سرطان می باشند.

2-  کلم بروکلی و دیگر کلم ها

کلم ها غیر از کلسیم، منبع غنی “سولفورافان” ( sulforaphane ) هستند. این ماده خطر بروز سرطان های معده ، سینه و پوست را کم می کند.
مقدار سولفورافان در کلم بروکلی بیشتر از بقیه کلم هاست.

3-  آواکادو

آواکادو، پتاسیم بیشتری نسبت به موز دارد. همچنین، منبع خوب بتاکاروتن و آنتی اکسیدان می باشد. مصرف آواکادو برای درمان سرطان کبد و بیماری های کبدی مفید است.

 4-  توت ها

توت ها دارای ماده ای به نام “آنتوسیانین” ( anthocyanin ) هستند. این ماده یک آنتی اکسیدان قوی می باشد و در مقابل سرطان های روده بزرگ و مری از بدن محافظت می کند.

5-  دانه سویا

سویا داری “ایزوفلاون” می باشد. محصولات به دست آمده از سویا مانند توفو، شیر سویا و آجیل سویا نیز دارای این ماده می باشند.
این ماده خطر سرطان های سینه، تخمدان و پروستات را کاهش می دهد که این کار را به وسیله محافظت سلول های بدن از اثرات زیان آور استروژن ها انجام می دهد.

6-   چای

چای سبز و چای سیاه دارای منبع طبیعی  “”catechin می باشند. این ماده یک آنتی اکسیدان قوی می باشد و از رشد سرطان جلوگیری می کند. همچنین سرطان های کبد، پوست و معده را کاهش می دهد.

۷- کدو تنبل

کدو تنبل ، هویج، نارنج، فلفل قرمز و زرد و سیب زمینی شیرین منبع غنی “بتا کاروتن” هستند. این مواد به عنوان آنتی اکسیدان های قوی شناخته شده اند و مصرف مداوم آنها منجر به کاهش انواع مختلف سرطان ها می شود.

۸- اسفناج

اسفناج دارای “لوتئین” ( lutein )، ویتامین های A ، C و E می باشد. همه این مواد به عنوان آنتی اکسیدان شناخته شده اند. اسفناج سرطان های کبد، ریه، سینه، تخمدان، روده بزرگ و پروستات را از بدن دور می کند.

۹- چغندر قرمز

چغندر دارای “فلاوونوئید” می باشد. این ماده به عنوان یک ضد سرطان شناخته شده است. ادرار اشخاص مصرف کننده این چغندر، قرمز رنگ می باشد.

۱۰- هویج

هویج دارای “بتاکاروتن” زیادی می باشد و برای جلوگیری از سرطان های ریه، دهان، حلق، معده، روده، کیسه صفرا ، پروستات و سینه بسیار مفید می باشد. البته نباید در مصرف آن زیاده روی کرد.

۱۱- سیر

مطالعات نشان داده که خانواده پیازها، از قبیل، سیر، موسیر و تره فرنگی، در افراد سالم سلول های سرطان زا را از بین می برند و در بیماران سرطانی، رشد این سلول ها را کُند می کنند. در این رابطه، اثر سیر از همه بیشتر می باشد. به طور کلی، سیر خطر سرطان های معده، روده بزرگ، مری و سینه را کم می کند.
سیر ریز ریز شده را ۱۰ دقیقه قبل از آماده شدن غذا، در غذای خود بریزید تا قدرت مبارزه با سرطان را در بدن خود افزایش دهید.

۱۲- آناناس

آناناس دارای آنتی اکسیدان و ویتامین C می باشد. این میوه، بدن را در برابر سرطان های ریه و سینه حفظ می کند.

۱۳- سیب

همانطور که می دانید سیب یک آنتی اکسیدان می باشد. علاوه بر آن، دارای ماده ای به نام  “quercetin” می باشد. این ماده خطر سرطان ریه و رشد سلول های سرطان پروستات را کم می کند. 

14- پرتقال

همانطور که می دانید، پرتقال منبع غنی ویتامین C است. تحقیقات نشان داده است که، این میوه اثر ضد سرطانی نیز دارد. پرتقال، از سرطان معده و ریه جلوگیری می کند.

۱۵- انگور قرمز

انگور قرمز ماده ای دارد که از فعالیت  آنزیمی که مسئول ساخت و رشد سلول های سرطانی است، جلوگیری می کند.

۱۶- ریشه شیرین بیان

ریشه شیرین بیان از رشد سلول های سرطان پروستات جلوگیری می کند. ولی در مصرف آن زیاده روی نکنید، زیرا مصرف بیش از اندازه آن، موجب افزایش فشار خون می گردد.

۱۷- قارچ

قارچ، سطح ایمنی بدن را بالا می برد و با سلول های سرطانی می جنگد.

۱۸- غذاهای دریایی و روغن ماهی

از آنجایی که غذاهای دریایی دارای اسیدهای چرب امگا ۳ می باشند، روی سوخت و ساز سلول ها اثر دارند و مصرف اسیدهای چرب اشباع را کم می کنند.
مصرف روزانه ی این غذاها، قوی ترین و موثرترین اسلحه برای مبارزه با سرطان ها می باشد و سرطان هایی از قبیل، روده بزرگ، پروستات و سینه را از بین می برند.
 

19- مویز

دارای اسیدهای چرب امگا ۳ و امگا ۶ و ویتامین E می باشد.
مویز ضد سرطان، درمان کننده سرطان، درمان کننده بیماری های قلبی و پایین آورنده ی فشار خون است و برای نرمی و انعطاف پذیری رگ ها بسیار مفید می باشد.

۲۰- زردچوبه

زردچوبه از سرطان های معده و روده بزرگ جلوگیری می کند. همچنین تعداد سلول های سرطانی را کم می کند.
مریم سجادپور- کارشناس تغذیه

درد عصب سه قلو

درد عصب سه قلو عبارت است از يك بيماري عصبي كه باعث دوره هاي درد شديد صورت مي گردد (عصبي از مغز را درگير مي كند كه حس صورت ، جمجمه ، دندان ها، دهان و بيني را تأمين مي كند). بيشتر، افراد بالاي 40 سال و زنان را 3 برابر مردان مبتلا مي كند
علايم شايع
درد شديد صورت كه به صورت «فرورونده » يا «سوزاننده » توصيف مي گردد. درد غالباً با لمس يا ضربه زدن به صورت ، مسواك كردن دندان ها، اصلاح كردن ، مواجهه با باد يا جويدن ، ايجاد مي شود. حملات درد معمولاً 15-1 دقيقه طول مي كشند. حملات ممكن است چندبار در روز رخ دهند يا هفته ها يا ماه ها ظاهر نشوند. بين حملات ، ناراحتي وجود ندارد يا مختصر است .
علل
فشار بر عصب از طرف عروق خوني مجاور (گاهي )
ناشناخته (غالباً)
عوامل افزايش دهنده خطر
اسكلروز (تصلب ) متعدد
روماتوييد آرتريت
نشانگان شوگرن (يك اختلال التهابي و مزمن )
پيشگيري
پيشگيري خاصي ندارد.
عواقب مورد انتظار
معمولاً با درمان تسكين علايم امكان پذير است ؛ گاهي ممكن است جراحي لازم باشد. بيمار ممكن است فواصل بدون درد را تجربه كند (ماه ها تا سال ها) و سپس درد درست مثل قبل عود كند.
عوارض احتمالي
تداخل با فعاليت هاي طبيعي در اثر دوره هاي زياد و شديد درد
درمان

اصول كلي
درد بيشتر بيماران با داروهاي ضد تشنج تسكين مي يابد. البته ، ممكن است در برخي بيماران به مرور زمان داروها غيراثربخش شوند و درد «غلبه كند».
رويكرد جراحي به اين مشكل مي تواند مؤثر باشد و معمولاً شامل يك يا دو روش است : اقدامات از طريق پوست يا كاهش فشار از طرف عروق كوچك . اگر به دنبال هر اقدامي (پس از چند سال ) درد عود كند، يك اقدام از طريق پوست به عنوان درمان اضافي پيشنهاد مي گردد.
با حداقل 2 بار معاينه منظم دندان در سال ، از سلامت مناسب دندان اطمينان حاصل كنيد.
داروها
كاربامازپين (يك ضد تشنج ) در درمان درد عصب سه قلو مؤثر است .
فني توئين ممكن است براي افرادي تجويز گردد كه كاربامازپين را تحمل نمي كنند.
باكلوفن نيز ممكن است اثربخش باشد.
فعاليت
محدوديتي وجود ندارد. از باد گرم يا سرد پرهيز كنيد.
رژيم غذايي
رژيم غذايي خاصي ندارد. با طرف غيرمبتلاي صورت بجويد.
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان علايم درد عصب سه قلو را داشته باشيد.
اگر شما دچار علايم جديد و غير قابل توجيه شده ايد. داروهاي مورد استفاده در درمان ممكن است عوارض جانبي ايجاد كنند.

نارسايي غده هيپوفيز pituitary gland underactive

نارسايي غده هيپوفيز كم كاري غده هيپوفيز كه منجر به ترشح ناكافي هورمون هاي مترشحه از هيپوفيز مي گردد. قسمت قدامي هيپوفيز هورمونهاي زير را توليد مي كند:
هورمون رشد
هورمون محرك تيروييد (TSH)
هورمون محرك غده فوق كليه (ASH)
هورمون هاي محرك غدد جنسي قسمت خلفي هيپوفيز هورمونهاي زير را توليد مي كند:
هورمون ضدادراري كه با تأثير بر كليه ها غلظت و مقدار ادرار را تنظيم مي كند.
اكسي توسين كه محرك انقباضات رحمي در طي زايمان و ترشح شير در طي شيردهي است .
علايم شايع
نامنظمي قاعدگي
ناتواني جنسي ؛ ناباروري
كاهش قند خون و ضعف ؛ كاهش فشار خون
عدم تحمل سرما و استرس
عقب افتادگي رشد در كودكان (بروز پس از شش ماهگي )
فقدان صفات ثانويه جنسي كه در بلوغ ظاهر مي گردند، نظير تغييرات صدا، تكامل پستان و رشد موهاي ناحيه تناسلي
تغييرات رواني ، از قبيل سايكوز (روان پريشي)
بيحالي شديد
سردرد مداوم
افزايش مقدار و تكرر ادرار
علل
ناشناخته (گاهي )
آسيب شديد سر همراه فشار بر غده هيپوفيز (معمولاً ناشي از خونريزي داخل مغزي )
كاهش جريان خون غده هيپوفيز در مادر پس از خونريزي شديد و شوك حين زايمان
تومورهاي غده هيپوفيز
عفونت مغزي
آنوريسم عروقي در قاعده مغز
عوامل افزايش دهنده خطر
سابقه خانوادگي اختلالات هيپوفيز
بارداري
پيشگيري
اقدام به درمان طبي آسيب ها، عفونت ها يا تومورهاي زمينه ساز نارسايي غده هيپوفيز، در صورت شناسايي شدن .
عواقب موردانتظار
معمولاً با جراحي يا جايگزين نمودن هورمون هاي هيپوفيز، تيروييد، غده فوق كليه و هورمون هاي جنسي قابل درمان است .
عوارض احتمالي
نارسايي هورموني و مرگ ، در صورت عدم درمان .
درمان

اصول كلي
بررسي هاي تشخيصي ممكن است شامل آزمايش هاي خون براي ارزيابي سطح هورمون ها و عملكرد آنها، سي تي اسكن سر و راديوگرافي جمجمه باشد.
درمان با هدف برطرف كردن علت زمينه اي نارسايي هيپوفيز و تأمين جايگزين هورموني كافي انجام مي شود.
جراحي براي برداشتن تومورها يا لخته هاي خون ناحيه هيپوفيز، در صورت لزوم انجام مي گيرد.
بيمار بايد از يك دستبند يا گردنبند حاوي هشدارهاي طبي كه نشان دهنده كمبودهاي هورموني وي و راه درمان مناسب آنها باشد استفاده كند.
داروها
داروهاي هورموني براي جايگزين كردن هورمونهايي كه هيپوفيز توانايي توليد آنها را ندارد.
مسكن ها پس از جراحي
آنتي بيوتيك ها يا داروهاي ضدويروسي در مدتي كه عامل اين عارضه عفونت ها باشند.
فعاليت
در حد توان به فعاليت هاي خود ادامه دهيد.
رژيم غذايي
رژيم خاص نياز نيست .
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان داراي علايم نارسايي غده هيپوفيز باشيد.
بروز علايم عفونت پس از جراحي ، نظير تب ، بيحالي و درد عضلاني
اگر دچار علايم جديد و غيرقابل توجيه شده ايد . داروهاي تجويزي ممكن است با عوارض جانبي همراه باشند.

بيماري آلزايمر alzheimer’s disease

بيماري آلزايمر عبارت است از يك بيماري مغزي كه مشخصه آن رو به زوال گذاشتن تدريجي توانايي هاي ذهني است . نوع سريعاً پيش رونده آن در سنين 45-36 سالگي بروز پيدا مي كند. نوع تدريجاً پيش رونده آن كه در آن علايم به كندي حدوداً در سنين 70-65 سالگي شروع مي شود.
علايم شايع
مراحل اوليه :
فراموشي وقايع اخيراً اتفاق افتاده
دشواري فزاينده در انجام كارهاي نيازمند قوه عقلاني مثل وظايف شغلي ، رسيدگي به امور مالي ، يا مديريت خانه
تغييرات شخصيتي ، از جمله ناتواني در كنترل هيجانات و اختلال در قضاوت مراحل بعدي :
مشكل در انجام كارهاي ساده مثل انتخاب لباس ، يا انجام محاسبات ساده رياضي
ناتواني در شناسايي افراد آشنا
بي علاقگي به بهداشت شخصي يا ظاهر فرد
مشكل در غذا خوردن
گرفتن حالت تهاجمي و انكار اينكه اصلاً مشكل وجود دارد.
از دست دادن خودداري جنسي
گم شدن در خيابان
اضطراب و بي خوابي مراحل پيشگيري :
از دست دادن كامل حافظه ، كلام ، و عملكرد عضلاني (از جمله كنترل ادرار و مدفوع ). در اين حالت فرد نياز به مراقبت و نظارت كامل دارد.
حالت تهاجمي شديد
علل
آسيب برگشت ناپذير يا از دست رفتن سلول هاي مغز به علل ناشناخته
عوامل افزايش دهنده خطر
سابقه خانوادگي بيمار آلزايمر
پيرشدن
پيشگيري
هيچ گونه روش خاصي براي پيشگيري وجود ندارد.
عواقب مورد انتظار
اين بيماري در حال حاضر غيرقابل درمان است و درمان فقط براي بهبود علايم انجام مي شود. تحقيقات وسيعي در زمينه علل و درمان آن در حال انجام است ، بنابراين اميد به پيدا كردن درمان قطعي آن وجود دارد.
عوارض احتمالي
كاهش مقاومت به عفونت ها، به خصوص ذات الريه و مننژيت .
حملات صرعي و كما (نادر است ).
درمان

اصول كلي
اگر يكي از اعضاي خانواده دچار اين بيماري است ، حالت خصومت آنها را به خود نگيريد.
محيط خانه را طوري تغيير دهيد كه فرد بيمار دچار آسيب بدني نشود.
اگر مراقبت از يكي از اعضاي خانواده كه دچار اين بيماري است را به عهده داريد، از ديگران درخواست كمك كنيد تا بتوانيد به خود استراحت دهيد. از اينكه نياز به استراحت و فراغت داريد احساس گناه نكنيد حتي اگر بيمار از اين مسأله احساس رضايت نداشته باشد.
اگر گروه حمايتي براي خانواده بيماران آلزايمر وجود دارد به آن بپيونديد و اگر وجود ندارد به ايجاد آن اهتمام ورزيد.
افراد مراقبت كننده از بيمار مي توانند برخي از مشكلات بيمار را با اجراي بعضي كارها كاهش دهند: ـ تكرار: براي بيماراني كه مشكلي در حافظه دارند شايد يادآوري مكرر كمك كننده باشد. ـ اطمينان دهي : يك گفتگوي صميمانه مختصر و در عين حال قوي مي تواند بيمار مضطرب يا آشفته را آرام كند. ـ منحرف كردن ذهن بيمار: ذهن بيمار آشفته و وامانده را منحرف كنيد. قدم زدن با بيمار مي تواند در اين زمينه كمك كننده باشد.
داروها
خيلي از داروهايي كه براي مشكلات ديگر مورد استفاده قرار مي گيرند مي توانند باعث گيجي يا خواب آلودگي شوند. اين داروها را بايد حتي الامكان قطع كرد. هم اكنون داروهاي زياد ديگري تحت بررسي هستند. بعضي از آنها براي كنترل علايم آشفتگي مفيد هستند.
داروهاي جديدي كه با نسخه پزشك تجويز مي شوند ممكن است پيشرفت بيماري را در بعضي از بيماران به تأخير اندازد.
فعاليت
تا حدي كه امكان دارد بيمار آلزايمري بايد فعاليت خود را حفظ كند. با پيشرفت بيماري ، نهايتاً تمامي فعاليت ها نياز به نظارت خواهند داشت .
رژيم غذايي
رژيم غذايي عادي . نهايتاً بيمار براي غذا خوردن به كمك نياز خواهد داشت .
در اين شرايط به پزشك خود مراجعه نماييد
اگر شما يا يكي از اعضاي خانواده تان علايم بيماري آلزايمر را داريد.
اگر علايم عفونت ظاهر شده اند، مثل تب ، لرز، درد عضلاني ، يا سردرد.
اگر شما مراقبت از يك فرد آلزايمري را به عهده داريد، و از اين مسأله بيمناك هستيد كه به تدريج كنترل عاطفي خود را از دست خواهيد داد.

مننگو آنسفاليت ويرال

پروفسور محمد حسين سلطان زاده
استاد گروه كودكان دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
(دبير كميته كنترل عفونت در بيمارستان امام حسين (ع
 

خلاصه مقاله

آنسفاليت التهاب مغز ومننگوآنسفاليت التهاب در هر دو قسمت مغز ومننژ مي‌باشد . غالباً سبب اختلالات رفتاري ونقصان سطح هوشياري  -سردرد – استفراغ -بيقراري كما  -تب وتشنج ميگردد .اين عفونت ها نسبتا شايع بوده وتوسط عوامل مختلفي ايجاد مي گرددمايع مغزي نخاعي يا پلئو سيتوز وعدم وجود اورگانيسم در رنگ آميزي گرم وكشت روتين مشخص مي گردد. تشخيص مبتني بر آزمايشات ميكروسكپيك نسج مغز مي باشد كه اتيولوژي آ ن مشخص گردد. در كلينيك تشخيص مبتني بر تظاهرات نورولوژيك – بهبودي عفونت – نشانه هاي سرولوژيك عفونت هاي اختصاصي و نشانه‌هاي اپيدميولوژيك است . دراكثر موارد عفونت خود بخود محدود مي شود. اگرچه عوارض وحتي مرگ و مير هم گزارش شده است آنسفاليت را مي توان به گروههاي زير تقسيم بندي نمود:

   اوليه Primary
 بعد از عفونت ها Post infection يا پارا اينفكشن Para infection      

در نوع اوليه بيماري با تظاهرات وسيع همراه است كه مربوط به تهاجم مستقيم عفونت به سيستم عصبي مركزي است . در نوع پست اينفكشن يا پارا اينفكشن آنسفاليت متعاقب بيماريهاي ديگر يا بعد از واكسيناسيون تظاهر مينمايد . آنسفالوپاتي زماني است كه نشانه هاي عصبي پيشنهاد آنسفاليت را مينمايد ولي التهاب مغزي وجود ندارد مثل سيندرم راي. آنسفاليت هاري اولين مرتبه در دوران باستاني در اروپا وآسيا تشخيص داده شده است .

تقريباً بيش از 100 ويروس از 13 گروه مستقيما يا غير مستقيم روي سيستم عصبي مركزي اثر خواهند كرد. گر چه بعضي از عفونتهاي ويروسي مثل اوريون،سرخك، پليو ، بهعلت واكسيناسيون كمترشده است.

اتيولوژی : دراكثر موارد عامل ايجادكننده بيماري مشخص نيست . غالباً ويروسها عامل بيماري بوده و انتقال شخصبهشخص است. 80% موارد آنتروويروسها Anteroviruses عامل بيماري ميباشند مثل كوكساكي و اكو و ويروس هرپس ميباشد. اوريون درمناطقي كه هنوز واكسيناسيون روتين نمي باشد شايع است. ادنوويروسها، هرپس سيمپلكس1و2، آبله مرغان، ابشتاين بار، سيتومگالوويروسCMV، رتروويروس Retroviruses ،سرخجه ، آنفلوآنزاAوB، ويروس سنسيسيال تنفسيRSV ، پاراآنفلوآزاي 1و3، سرخك ، هپاتيت B ، پاراويروسانساني، هپاتيتA ، روتاويروس، رئوويروس sesReoviru، وهرپس انساني تيپ6.

ممكن است انتقال بوسيله پشه وكنه ، مثل آربوويروسها Arboviruses باشد . هاري نيز از عوامل ويروسي است كه ايجاد آنسفاليت ميكند .

از عوامل باكتريال هموفيلوس آنفلوآنزا، نيسريا مننژيتيديس، استرپتوكوك پنومونيه، مايكوباكتريم سلي، تره پانوم پاليدوم، لپتوسپيروز، لايم، شيگلوز، بروسلوز، كلاميديا ، مايكو پلاسما، قارچ ها، پروتوزئرها، انگل ها و داروها ممكن است از علل ديگر آنسفاليتها باشد.

ويروس ابشتاين بار ممكن است باعوارض سيستم عصبي مركزي، مننژيت آسپتيك، آنسفاليت وسنندرم گيلنباره همراه باشد.

هرپسسيمپلكس تيپ يك علت شديد گرفتاري مغز به شكل كانوني وغالباً در 70% موارد بدون درمان ضد ويروسي بسمت كما و مرگ پيشرفت ميكند وتقريباً 35% نوع منتشر سيستم عصبي مركزي دارد و با نشانههاي مايع مغزي نخاعي وتشنج همراه است. در نوزادان علائم سيستم عصبي مركزي درهفته دوم و سوم تولد معمولاً تظاهر ميكند وغالباً از تيپ 2 است. تظاهرات هرپسسيمپلكس تيپ 2 اغلب هرپس دستگاه تناسلي وتظاهرات دهاني بيشتر از تيپ يك ديده ميشود. آنسفاليت ممكن است متعاقب عفونتهاي آبلهمرغان ويابصورت رايسيندرم ديده شود. رايسيندرم در كاهش مصرف آسپيرين واستيروئيد درموارد فوق اخيراً كاهش يافته است. شايعترين تظاهر بيماري CNS در آبلهمرغان، آتاكسي مخچهاي است و شديدترين عارضه آنسفاليت حاد است.

عفونت سيتومگال در دوره نوزادي ممكن است با علائم CNS همراه باشد. ولي در اطفال باعث مننگوآنسفاليت نميشود . درسرخك آنسفاليت حاد كه با ضايعات دائمي مغز همراه است در 1000/1 مورد بيماري ديده ميشود و مرگومير 1000/3-1 مورد كه در كودكان كمتر از 5 سال بيشتر ديده ميشود.

لمفوسيتيككوريومننژيتيس كه عامل آن ويروسي از دسته آرنوويروس Arenavirures است، باعث آنسفاليت شديد ميشود.

ليستريا منوسيتوژن بندرت باعث آنسفاليت منتشر ميشود. بيماري لايم هم ممكن است با تظاهرات اعصاب جمجمهاي بخصوص عصب هفتم ودر دورههاي بعد باعث آنسفالوپاتي تحت حاد شود. توكسوپلاسموز و شيگلا و سياهسرفه و مايكو پلاسما هم ممكن است باعث آنسفاليت گردد .

اپيدميولوژی : چون آنسفاليت بعلل مختلف ايجاد ميشود، يك پاترن مخصوص اپيدميولوژيك ندارد. اكثريت موارد در تابستان وپائيز بعلت آربوويروس ها وآنتروويروس ها رخ ميدهد. آنسفاليت بعلت آربوويروسها در محل هاي بخصوص بوسيله پشهها منتقل ميشود. در آنسفاليت بعلت آنتروويروسها اگر چه موارد اپيدمي بصورت مننژيت آسپتيك ديده ميشود، ولي غالباً آنسفاليت شديد اسپوراديك است ، انتقال فرد به فرد ودوره كمون 4-6 روز است . نواحي جغرافيائي، آبوهوا ، حيوانات ، آب وغذا ، مدفوع حيوانات و تماسهاي شخصي و فاكتورهاي ميزبان نيز از نظر اپيدميولوژي بايد مورد بررسي قرارگيرد.

پاتوژنز : بعلت اينكه عوامل مختلفي ايجاد آنسفاليت ميكنند ،عفونت ممكن است مستقيم يا غيرمستقيم سبب تظاهرات كلينيكي مغزي گردد. هاري وعفونتهاي آربوويروس و هرپسسيمپلكس و آنتروويروسها نمونه ابتلاي مستقيم سلولهاي مغزي است. درحاليكه درتعدادي موارد ممكن است عوامل ايمونولوژيك در پستاينفكشن يا پارا اينفكشن مهم باشد كه ميتوان عفونت سرخك و مايكوپلاسما پنومونيه را نامبرد كه بيماري دميليزان حاد مغزي پيشنهاد پروسسهاي ايمونولوژيك را مينمايد. در بسياري از موارد آنسفاليت بعلت آربوويروس ها ، اوريون و آنتروويروسها علائم مغزي ثانويه به عفونت ويرال اوليه است. بهرحال عوامل ويروسي بعد از ورود به سيستم لنمفاتيك داخل ميشود و تكثير ويروس در لنمفاتيك انجام ميشود و وارد جريانخون وسپس به دسگاه عصبي مركزي ميرود. همچنين عفونت ممكن است از راه اعصاب محيطي مثل هاري و هرپسسيمپلكس منتشرگردد .

پاتولوژی : مشكل است كه در اتوپسي بتوانيم اتيولوژي آنسفاليت را تعيين كنيم .

گرچه تعيين مورفولوژيك مالاريا فالسي پاروم ، تري پانوزومياز و آنسفاليت قارچي ممكن است و در آنسفاليت ويرال نوع هاري ، ممكن است متخصص بافتشناسي اجسام نگري (negri) و يا در نوع ويروس هرپسسيمپلكس ، اجسام انكلوزيون داخل نوكلئر (Intranuclear Inclusion Bodies) را تشخيص دهد . مقاطع بافتي مغز معمولاَ احتقان و پرخوني مننژ و انفيلتراسيون مونونوكلئر و كلافه عروق لنمفوسيت و پلاسموسل اطراف عروق و نكروز بافتي اطراف عروق همراه با تخريب ميلين و تخريب نوروني مشخص ميباشد .

تظاهرات بالينی : تظاهرات بالينی در آنسفاليت بستگي دارد به :

شدت بيماری
محل گرفتاری از نظر آناتومی
پاتوژنيسيتی عوامل آزاردهنده
ايمونيتی بيمار.

به همين علت تظاهرات متغير است. ابتلاي پارانشيم مغز از گرفتاريهاي برجسته آنسفاليت است و مهمترين نشانهها تغييرات خلق و خوي، كاهش سطح هوشياري و تشنجهاي فوكال يا تشنجهاي ژنراليزه كه در 15%-60% موارد ديده ميشود . همي پارزي ، اختلالات حركتي ، اختلالات اعصاب جمجمهاي ، آتاكسي و تغييرات هالوسيناسيون ، تب و سردرد ، اختلال تكلم ، حالت تهوع واستفراغ و علائم نازوفارنژيت ميباشد .

در بعضي موارد ممكن است علائم كم و خفيف داشته باشد و ناگهان به طرف كما و مرگ پيشرفت نمايد برعكس دربعضي از موارد ممكن است علائم ونشانهها شديد باشد ولي بيمار بهبودي يابد . دربعضي از فرمهاي اختصاصي تظاهرات بصورت گيلنباره و ميليت حاد ترانسورس و هميپلژي حاد ، آنسفاليت Brain Stem و آتاكسي حاد مغزي كه دوره 3-4 روزه تا چند هفته طول بكشد ، آتاكسي در30% موارد ادامه مييابد . ممكن است همراه يا قبل از پيدايش علائم CNS بخصوص همراه عفونت هاي ويروسي اكو،كوكساكي ، آبله مرغان ، سرخك و سرخجه ، اگزانتم وجود داشته باشد .

تشخيص : تشخيص در آنسفاليت ويروسي معمولاً بر مبناي تظاهرات باليني مرحله مقدماتي غير اختصاصي و بدنبال آن علائم پيشرفته CNS است . گرفتن تاريخچه بيمار بسيار مهم است . تماس هاي بيمار در 2-3 هفته اخير بايد سوال شود . تماس با پشه ، كنه و حيوانات درهفتههاي گذشته مهم است . مسافرت اخير، تزريقات جديد ، تماس با فلزات سنگين قابل پرسش است . مايع نخاع بايد به دقت آزمايش شود . اسمير و كشت و اگر سابقه تماس با سل دارد ، آزمايش اسيدوفاست از نظر مايكوباكتريوم لازم است. آزمايشهايي از نظر قارچ يا پروتوزوئري ، سلولهاي آتيپيك ، جهت رد نئوپلاسمPCR از تست هاي مهم تشخيصي است . مايع نخاع درنوع ويرال معمولاً روشن ، تعداد سلول يا صفر است يا چند هزار، اكثريت با لنمفوسيت است اگرچه در ابتدا ممكن است ارجحيت با پولي مورفونوكلئر باشد.

قند معمولاً نرمال وگاهي كمي كاهش يافته و پروتئين كمي افزايش يافته است. در مواردي كه مشكوك باشيم بايد كشت خون ، كشت مدفوع و كشت حلق انجام شده و نتيجه تا 10-21 روز بعد پرسيده شود. روشهاي ديگر تشخيصEEG و مطالعات تصوير برداري Neuroimaging ميباشد . EEG ، اغلب امواج فعال آرام منتشر بدون تغيير كانوني و يا ممكن است نرمال باشد . در هرپسسيمپلكس EEG در تشخيص كمككننده است و همچنين الكتروفيزيولوژك مثل الكتروميوگرافي نيز بخصوص در سيندرم گيلنباره براي تشخيص ، كمككننده است . Neuroimaging مطالعات تصوير برداري CT و MRI در تشخيص كودكاني كه مشكوك به آنسفاليت هستند ، نقش بزرگي دارد و لذا بايد در بيماران مشكوك هرچه زودتر انجام شود . اگرچه CT جهت تشخيص تومور يا آبسه مغزي علاوه بر آنسفاليت بخصوص با كنتراست ارزش دارد ولي MRI مخصوصاً در هرپسسيمپلكس از حساسيت زيادتري برخوردار است .

علاوه براين در نوزادان مشكوك به عفونت داخل رحمي، CT بايد انجام شود. باتوجه به كالسيفيكاسيون وهيدروسفالي ميتواند درتشخيص كمك كننده باشد .

تشخيص افتراقی : درتشخيص افتراقي آنسفاليت تعدادي از حالاتي كه از نظر باليني علائم ونشانه هاي آنسفاليت را تقليد مينمايند بايد تشخيص افتراقي داد:

1- بيماريهاي متابوليك مثل هيپوگليسمي، آنسفالوپاتي اورميك، آنسفالوپاتي هپاتيك و ندرتاً Inborn Errors of Metabolism
2- اختلالات توكسيك مثل خوردن داروها و رايسيندرم
3- ضايعات فضاگير مغز مثل آبسه مغزي و تومورها
4- خونريزيهاي ساباركنوئيد درنتيجه مالفورماسيون و يا آنوريسم وريديشرياني
5- ضايعات آمبوليك بعلت آندوكارديتباكتريال.
6- اختلالات حاد دميليزان مثل اسكلروز مولتيبل وخونريزي حاد لكوآنسفالوپاتي .
7- استاتوس اپي لپتيكوس .
8- بيماريهاي عفوني ويرال، باكتريال، قارچي، كلاميديال، مايكوپلاسما و پارازيتيك
9- بيماريهاي پست اينفكشن نظير گيلنباره ، آنسفاليت Brain stem ، سيندرم ميلرفيشروآتاكسي حاد مخچه اي .
10 – ميگرن حاد .

يافته های آزمايشگاهی : جهت تشخيص پونكسيون مايع نخاع بايد انجام شود ولي در بسياري از حالات ممكن است انجام LP كنترانديكاسيون داشته باشد وجهت تشخيص هم ضرورت دارد. براي مثال بيماراني كه تومور مخچه دارند و انسداد حاد بطن چهارم ممكن است با كاهش سطح هوشياري و افزايش فشار داخل جمجمه باشد وممكن است LP با عوارض شديد و سكل همراه باشد.

بنابراين قبل از LP بايد بيمار، بررسي و معاينات باليني كامل انجام شود. معاينات اعصاب دوازدهگانه و معاينه دقيق ته چشم ضرورت دارد. اگر ادم پاپي وجود داشته باشد لازم است CT قبل از LP انجام شود .گاهي از اوقات حتماً LP بايد انجام شود. در اينصورت بهتر است توسط شخص ماهر و با سوزن باريك و بمقدار كم گرفتهشود . در بعضي از آنسفاليتهاي ويروسي مثل آنسفاليتEastern Equine گاهي از اوقات ممكن است LP مشكوك باشد و نتوان بين باكتريال و ويرال تشخيص داد.

در اينگونه موارد كه از نظر باكتريال شك بيشتري دارد ، پزشك بايد آنتيبيوتيكهاي وسيع الطيف بهمراه داروهاي آنتي ويرال بدهد . PCR در هرپس سيمپلكس 100% و در بسياري از موارد ديگر در تشخيص كمك مي كند . تست Tzank غيراختصاصي و از حساسيت خوبي برخوردار نيست .

درمان : به استثناي اينكه آسيكلووير در درمان هرپسسيمپلكس و آنسفاليت بعلت واريسلا زوستر و گانسيكلوير براي آنسفاليت سيتومگالوويروس وآنتيبيوتيك براي درمان اسپيروكت و كلاميديا و مايكوپلاسما و قارچي و عفونتهاي باكتريال مصرف ميشود ، بقيه موارد درمان غيراختصاصي است. در موارديكه آبسه مغزي باشد آنتي بيوتيك وريدي بايد تجويز شود .

اقدامات پيشگيري جهت تشنج ، ادم مغزي ، هيپرپيركسي و اختلالات تنفسي و آسپيراسيون و تنظيم آب و الكتروليت و آسفيكسي و ناراحتيهاي قلبي و خونريزيهاي گوارشي و DIC بايد انجام گيرد. درموارد آنسفاليت شديد بايد مانيتورينگ گردد. تكرار CT و MRI دربيماران كمايي لازم است انجام گيرد. ترياد Cushing شامل (هيپرتانسيون سيستو ليك ، براديكاردي ، كاهش تنفسي ) از نشانه هاي افزايش فشار داخل جمجمه است. اگر ادم مغزي وجود داشته باشد بايد زير 15 ميليمتر جيوه نگهداري شود. استفاده از روشهاي استاندارد شامل هيپروانتيلاسيون، ديورتيك ، كاهش فشار مايع مغزي نخاعي بعلت SIADH مانيتورينگ دقيق در تنظيم آب والكتروليت ، تمام داروها از راه وريد ودرصورت ادامه كما Hyper Alimentation لازم است تنظيم قند و منيزيوم و كلسيم انجام شود. استانوس اپيلپتيكوس بايد كنترل گردد يا لورازپام Lorazpam داخل وريدي 1/0- 2/0 ميليگرم پركيلو حداكثر تا 4 ميليگرم و درصورت اشكال دركنترل تشنج اگر بعد از 2 مرتبه لورازپام نتيجه نداد ، فنيتوئين وريدي با دوز 18-20 ميليگرم پركيلو ماكزيمم 1000 ميلي گرم در ظرف 20 دقيقه داده ميشود. چون ممكن است آريتمي قلبي بدهد .

داروهائی كه جهت كاهش فشار داخل جمجمه بكار ميرود عبارتند از :

1- دگزامتازون 1/0 – 2/0 ميليگرم پر كيلو از راه وريد بعنوان دوز اوليه وسپس 1/0-05/0 ميليگرم پر كيلو از راه وريد هر 4- 6 ساعت .
2- داروي بعدي مانيتولManitol از محلول 20% از راه وريد با دوز 1-25/0 گرم پركيلو در ظرف مدت 30-60 دقيقه و هر 8-12 ساعت تكرار شود .
3- گليسيرول Glycerol بوسيله لوله نازوگاستريك 5/0 – 1سي سي پر كيلو كه با 2 مرتبه حجم با اب پرتقال رقيق شود وهر 6 ساعت ممكن است تكرار شود.

پيش آگهی : اقدامات حمايتي و توانبخشي بعد از بهبودي بيمار خيلي مهم است. عوارض آنسفاليت هاي سيستم عصبي مركزي روي ضريب هوشي حركتي ، رواني ، صرع ، بينائي شنوائي ، قلب وعروق ، ريوي ، كبدي و ساير دستگاهها ممكن است بصورت دائم داشته باشد. عوارض كوتاه مدت وطويل المدت بستگي به عامل بيماري و سن بيمار دارد هر چه سن كمتر ياشد عوارض شديدتر است البته بعضي گزارشات اين نظريه را رد ميكند. بطور معمول هرپسسيمپلكس بدترين پيش آگهي را دارد. در بيماراني كه در دوره حاد بيماري تشنج داشتهاند 25 % اختلالات تشنجي دائمي شده است عوارض رواني در 15 % موارد گزارش شده است .

پيشگيری : با اقدامات زير ميتوان تا اندازهاي از بيماري پيشگيري نمود :

1- ايمونيزاسيون بر عليه پوليو ، سرخك ، اوريون و سرخچه
2 – واكسيناسيون حيوانات اهلي بر ضد هاري
3 – كنترل ناقلين حشره با اسپري هاي مناسب
4 – از بين بردن محل تكثير حشرات

مننگو آنسفاليت ويرال

پروفسور محمد حسين سلطان زاده
استاد گروه كودكان دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي
(دبير كميته كنترل عفونت در بيمارستان امام حسين (ع
 

خلاصه مقاله

آنسفاليت التهاب مغز ومننگوآنسفاليت التهاب در هر دو قسمت مغز ومننژ مي‌باشد . غالباً سبب اختلالات رفتاري ونقصان سطح هوشياري  -سردرد – استفراغ -بيقراري كما  -تب وتشنج ميگردد .اين عفونت ها نسبتا شايع بوده وتوسط عوامل مختلفي ايجاد مي گرددمايع مغزي نخاعي يا پلئو سيتوز وعدم وجود اورگانيسم در رنگ آميزي گرم وكشت روتين مشخص مي گردد. تشخيص مبتني بر آزمايشات ميكروسكپيك نسج مغز مي باشد كه اتيولوژي آ ن مشخص گردد. در كلينيك تشخيص مبتني بر تظاهرات نورولوژيك – بهبودي عفونت – نشانه هاي سرولوژيك عفونت هاي اختصاصي و نشانه‌هاي اپيدميولوژيك است . دراكثر موارد عفونت خود بخود محدود مي شود. اگرچه عوارض وحتي مرگ و مير هم گزارش شده است آنسفاليت را مي توان به گروههاي زير تقسيم بندي نمود:

   اوليه Primary
 بعد از عفونت ها Post infection يا پارا اينفكشن Para infection      

در نوع اوليه بيماري با تظاهرات وسيع همراه است كه مربوط به تهاجم مستقيم عفونت به سيستم عصبي مركزي است . در نوع پست اينفكشن يا پارا اينفكشن آنسفاليت متعاقب بيماريهاي ديگر يا بعد از واكسيناسيون تظاهر مينمايد . آنسفالوپاتي زماني است كه نشانه هاي عصبي پيشنهاد آنسفاليت را مينمايد ولي التهاب مغزي وجود ندارد مثل سيندرم راي. آنسفاليت هاري اولين مرتبه در دوران باستاني در اروپا وآسيا تشخيص داده شده است .

تقريباً بيش از 100 ويروس از 13 گروه مستقيما يا غير مستقيم روي سيستم عصبي مركزي اثر خواهند كرد. گر چه بعضي از عفونتهاي ويروسي مثل اوريون،سرخك، پليو ، بهعلت واكسيناسيون كمترشده است.

اتيولوژی : دراكثر موارد عامل ايجادكننده بيماري مشخص نيست . غالباً ويروسها عامل بيماري بوده و انتقال شخصبهشخص است. 80% موارد آنتروويروسها Anteroviruses عامل بيماري ميباشند مثل كوكساكي و اكو و ويروس هرپس ميباشد. اوريون درمناطقي كه هنوز واكسيناسيون روتين نمي باشد شايع است. ادنوويروسها، هرپس سيمپلكس1و2، آبله مرغان، ابشتاين بار، سيتومگالوويروسCMV، رتروويروس Retroviruses ،سرخجه ، آنفلوآنزاAوB، ويروس سنسيسيال تنفسيRSV ، پاراآنفلوآزاي 1و3، سرخك ، هپاتيت B ، پاراويروسانساني، هپاتيتA ، روتاويروس، رئوويروس sesReoviru، وهرپس انساني تيپ6.

ممكن است انتقال بوسيله پشه وكنه ، مثل آربوويروسها Arboviruses باشد . هاري نيز از عوامل ويروسي است كه ايجاد آنسفاليت ميكند .

از عوامل باكتريال هموفيلوس آنفلوآنزا، نيسريا مننژيتيديس، استرپتوكوك پنومونيه، مايكوباكتريم سلي، تره پانوم پاليدوم، لپتوسپيروز، لايم، شيگلوز، بروسلوز، كلاميديا ، مايكو پلاسما، قارچ ها، پروتوزئرها، انگل ها و داروها ممكن است از علل ديگر آنسفاليتها باشد.

ويروس ابشتاين بار ممكن است باعوارض سيستم عصبي مركزي، مننژيت آسپتيك، آنسفاليت وسنندرم گيلنباره همراه باشد.

هرپسسيمپلكس تيپ يك علت شديد گرفتاري مغز به شكل كانوني وغالباً در 70% موارد بدون درمان ضد ويروسي بسمت كما و مرگ پيشرفت ميكند وتقريباً 35% نوع منتشر سيستم عصبي مركزي دارد و با نشانههاي مايع مغزي نخاعي وتشنج همراه است. در نوزادان علائم سيستم عصبي مركزي درهفته دوم و سوم تولد معمولاً تظاهر ميكند وغالباً از تيپ 2 است. تظاهرات هرپسسيمپلكس تيپ 2 اغلب هرپس دستگاه تناسلي وتظاهرات دهاني بيشتر از تيپ يك ديده ميشود. آنسفاليت ممكن است متعاقب عفونتهاي آبلهمرغان ويابصورت رايسيندرم ديده شود. رايسيندرم در كاهش مصرف آسپيرين واستيروئيد درموارد فوق اخيراً كاهش يافته است. شايعترين تظاهر بيماري CNS در آبلهمرغان، آتاكسي مخچهاي است و شديدترين عارضه آنسفاليت حاد است.

عفونت سيتومگال در دوره نوزادي ممكن است با علائم CNS همراه باشد. ولي در اطفال باعث مننگوآنسفاليت نميشود . درسرخك آنسفاليت حاد كه با ضايعات دائمي مغز همراه است در 1000/1 مورد بيماري ديده ميشود و مرگومير 1000/3-1 مورد كه در كودكان كمتر از 5 سال بيشتر ديده ميشود.

لمفوسيتيككوريومننژيتيس كه عامل آن ويروسي از دسته آرنوويروس Arenavirures است، باعث آنسفاليت شديد ميشود.

ليستريا منوسيتوژن بندرت باعث آنسفاليت منتشر ميشود. بيماري لايم هم ممكن است با تظاهرات اعصاب جمجمهاي بخصوص عصب هفتم ودر دورههاي بعد باعث آنسفالوپاتي تحت حاد شود. توكسوپلاسموز و شيگلا و سياهسرفه و مايكو پلاسما هم ممكن است باعث آنسفاليت گردد .

اپيدميولوژی : چون آنسفاليت بعلل مختلف ايجاد ميشود، يك پاترن مخصوص اپيدميولوژيك ندارد. اكثريت موارد در تابستان وپائيز بعلت آربوويروس ها وآنتروويروس ها رخ ميدهد. آنسفاليت بعلت آربوويروسها در محل هاي بخصوص بوسيله پشهها منتقل ميشود. در آنسفاليت بعلت آنتروويروسها اگر چه موارد اپيدمي بصورت مننژيت آسپتيك ديده ميشود، ولي غالباً آنسفاليت شديد اسپوراديك است ، انتقال فرد به فرد ودوره كمون 4-6 روز است . نواحي جغرافيائي، آبوهوا ، حيوانات ، آب وغذا ، مدفوع حيوانات و تماسهاي شخصي و فاكتورهاي ميزبان نيز از نظر اپيدميولوژي بايد مورد بررسي قرارگيرد.

پاتوژنز : بعلت اينكه عوامل مختلفي ايجاد آنسفاليت ميكنند ،عفونت ممكن است مستقيم يا غيرمستقيم سبب تظاهرات كلينيكي مغزي گردد. هاري وعفونتهاي آربوويروس و هرپسسيمپلكس و آنتروويروسها نمونه ابتلاي مستقيم سلولهاي مغزي است. درحاليكه درتعدادي موارد ممكن است عوامل ايمونولوژيك در پستاينفكشن يا پارا اينفكشن مهم باشد كه ميتوان عفونت سرخك و مايكوپلاسما پنومونيه را نامبرد كه بيماري دميليزان حاد مغزي پيشنهاد پروسسهاي ايمونولوژيك را مينمايد. در بسياري از موارد آنسفاليت بعلت آربوويروس ها ، اوريون و آنتروويروسها علائم مغزي ثانويه به عفونت ويرال اوليه است. بهرحال عوامل ويروسي بعد از ورود به سيستم لنمفاتيك داخل ميشود و تكثير ويروس در لنمفاتيك انجام ميشود و وارد جريانخون وسپس به دسگاه عصبي مركزي ميرود. همچنين عفونت ممكن است از راه اعصاب محيطي مثل هاري و هرپسسيمپلكس منتشرگردد .

پاتولوژی : مشكل است كه در اتوپسي بتوانيم اتيولوژي آنسفاليت را تعيين كنيم .

گرچه تعيين مورفولوژيك مالاريا فالسي پاروم ، تري پانوزومياز و آنسفاليت قارچي ممكن است و در آنسفاليت ويرال نوع هاري ، ممكن است متخصص بافتشناسي اجسام نگري (negri) و يا در نوع ويروس هرپسسيمپلكس ، اجسام انكلوزيون داخل نوكلئر (Intranuclear Inclusion Bodies) را تشخيص دهد . مقاطع بافتي مغز معمولاَ احتقان و پرخوني مننژ و انفيلتراسيون مونونوكلئر و كلافه عروق لنمفوسيت و پلاسموسل اطراف عروق و نكروز بافتي اطراف عروق همراه با تخريب ميلين و تخريب نوروني مشخص ميباشد .

تظاهرات بالينی : تظاهرات بالينی در آنسفاليت بستگي دارد به :

شدت بيماری
محل گرفتاری از نظر آناتومی
پاتوژنيسيتی عوامل آزاردهنده
ايمونيتی بيمار.

به همين علت تظاهرات متغير است. ابتلاي پارانشيم مغز از گرفتاريهاي برجسته آنسفاليت است و مهمترين نشانهها تغييرات خلق و خوي، كاهش سطح هوشياري و تشنجهاي فوكال يا تشنجهاي ژنراليزه كه در 15%-60% موارد ديده ميشود . همي پارزي ، اختلالات حركتي ، اختلالات اعصاب جمجمهاي ، آتاكسي و تغييرات هالوسيناسيون ، تب و سردرد ، اختلال تكلم ، حالت تهوع واستفراغ و علائم نازوفارنژيت ميباشد .

در بعضي موارد ممكن است علائم كم و خفيف داشته باشد و ناگهان به طرف كما و مرگ پيشرفت نمايد برعكس دربعضي از موارد ممكن است علائم ونشانهها شديد باشد ولي بيمار بهبودي يابد . دربعضي از فرمهاي اختصاصي تظاهرات بصورت گيلنباره و ميليت حاد ترانسورس و هميپلژي حاد ، آنسفاليت Brain Stem و آتاكسي حاد مغزي كه دوره 3-4 روزه تا چند هفته طول بكشد ، آتاكسي در30% موارد ادامه مييابد . ممكن است همراه يا قبل از پيدايش علائم CNS بخصوص همراه عفونت هاي ويروسي اكو،كوكساكي ، آبله مرغان ، سرخك و سرخجه ، اگزانتم وجود داشته باشد .

تشخيص : تشخيص در آنسفاليت ويروسي معمولاً بر مبناي تظاهرات باليني مرحله مقدماتي غير اختصاصي و بدنبال آن علائم پيشرفته CNS است . گرفتن تاريخچه بيمار بسيار مهم است . تماس هاي بيمار در 2-3 هفته اخير بايد سوال شود . تماس با پشه ، كنه و حيوانات درهفتههاي گذشته مهم است . مسافرت اخير، تزريقات جديد ، تماس با فلزات سنگين قابل پرسش است . مايع نخاع بايد به دقت آزمايش شود . اسمير و كشت و اگر سابقه تماس با سل دارد ، آزمايش اسيدوفاست از نظر مايكوباكتريوم لازم است. آزمايشهايي از نظر قارچ يا پروتوزوئري ، سلولهاي آتيپيك ، جهت رد نئوپلاسمPCR از تست هاي مهم تشخيصي است . مايع نخاع درنوع ويرال معمولاً روشن ، تعداد سلول يا صفر است يا چند هزار، اكثريت با لنمفوسيت است اگرچه در ابتدا ممكن است ارجحيت با پولي مورفونوكلئر باشد.

قند معمولاً نرمال وگاهي كمي كاهش يافته و پروتئين كمي افزايش يافته است. در مواردي كه مشكوك باشيم بايد كشت خون ، كشت مدفوع و كشت حلق انجام شده و نتيجه تا 10-21 روز بعد پرسيده شود. روشهاي ديگر تشخيصEEG و مطالعات تصوير برداري Neuroimaging ميباشد . EEG ، اغلب امواج فعال آرام منتشر بدون تغيير كانوني و يا ممكن است نرمال باشد . در هرپسسيمپلكس EEG در تشخيص كمككننده است و همچنين الكتروفيزيولوژك مثل الكتروميوگرافي نيز بخصوص در سيندرم گيلنباره براي تشخيص ، كمككننده است . Neuroimaging مطالعات تصوير برداري CT و MRI در تشخيص كودكاني كه مشكوك به آنسفاليت هستند ، نقش بزرگي دارد و لذا بايد در بيماران مشكوك هرچه زودتر انجام شود . اگرچه CT جهت تشخيص تومور يا آبسه مغزي علاوه بر آنسفاليت بخصوص با كنتراست ارزش دارد ولي MRI مخصوصاً در هرپسسيمپلكس از حساسيت زيادتري برخوردار است .

علاوه براين در نوزادان مشكوك به عفونت داخل رحمي، CT بايد انجام شود. باتوجه به كالسيفيكاسيون وهيدروسفالي ميتواند درتشخيص كمك كننده باشد .

تشخيص افتراقی : درتشخيص افتراقي آنسفاليت تعدادي از حالاتي كه از نظر باليني علائم ونشانه هاي آنسفاليت را تقليد مينمايند بايد تشخيص افتراقي داد:

1- بيماريهاي متابوليك مثل هيپوگليسمي، آنسفالوپاتي اورميك، آنسفالوپاتي هپاتيك و ندرتاً Inborn Errors of Metabolism
2- اختلالات توكسيك مثل خوردن داروها و رايسيندرم
3- ضايعات فضاگير مغز مثل آبسه مغزي و تومورها
4- خونريزيهاي ساباركنوئيد درنتيجه مالفورماسيون و يا آنوريسم وريديشرياني
5- ضايعات آمبوليك بعلت آندوكارديتباكتريال.
6- اختلالات حاد دميليزان مثل اسكلروز مولتيبل وخونريزي حاد لكوآنسفالوپاتي .
7- استاتوس اپي لپتيكوس .
8- بيماريهاي عفوني ويرال، باكتريال، قارچي، كلاميديال، مايكوپلاسما و پارازيتيك
9- بيماريهاي پست اينفكشن نظير گيلنباره ، آنسفاليت Brain stem ، سيندرم ميلرفيشروآتاكسي حاد مخچه اي .
10 – ميگرن حاد .

يافته های آزمايشگاهی : جهت تشخيص پونكسيون مايع نخاع بايد انجام شود ولي در بسياري از حالات ممكن است انجام LP كنترانديكاسيون داشته باشد وجهت تشخيص هم ضرورت دارد. براي مثال بيماراني كه تومور مخچه دارند و انسداد حاد بطن چهارم ممكن است با كاهش سطح هوشياري و افزايش فشار داخل جمجمه باشد وممكن است LP با عوارض شديد و سكل همراه باشد.

بنابراين قبل از LP بايد بيمار، بررسي و معاينات باليني كامل انجام شود. معاينات اعصاب دوازدهگانه و معاينه دقيق ته چشم ضرورت دارد. اگر ادم پاپي وجود داشته باشد لازم است CT قبل از LP انجام شود .گاهي از اوقات حتماً LP بايد انجام شود. در اينصورت بهتر است توسط شخص ماهر و با سوزن باريك و بمقدار كم گرفتهشود . در بعضي از آنسفاليتهاي ويروسي مثل آنسفاليتEastern Equine گاهي از اوقات ممكن است LP مشكوك باشد و نتوان بين باكتريال و ويرال تشخيص داد.

در اينگونه موارد كه از نظر باكتريال شك بيشتري دارد ، پزشك بايد آنتيبيوتيكهاي وسيع الطيف بهمراه داروهاي آنتي ويرال بدهد . PCR در هرپس سيمپلكس 100% و در بسياري از موارد ديگر در تشخيص كمك مي كند . تست Tzank غيراختصاصي و از حساسيت خوبي برخوردار نيست .

درمان : به استثناي اينكه آسيكلووير در درمان هرپسسيمپلكس و آنسفاليت بعلت واريسلا زوستر و گانسيكلوير براي آنسفاليت سيتومگالوويروس وآنتيبيوتيك براي درمان اسپيروكت و كلاميديا و مايكوپلاسما و قارچي و عفونتهاي باكتريال مصرف ميشود ، بقيه موارد درمان غيراختصاصي است. در موارديكه آبسه مغزي باشد آنتي بيوتيك وريدي بايد تجويز شود .

اقدامات پيشگيري جهت تشنج ، ادم مغزي ، هيپرپيركسي و اختلالات تنفسي و آسپيراسيون و تنظيم آب و الكتروليت و آسفيكسي و ناراحتيهاي قلبي و خونريزيهاي گوارشي و DIC بايد انجام گيرد. درموارد آنسفاليت شديد بايد مانيتورينگ گردد. تكرار CT و MRI دربيماران كمايي لازم است انجام گيرد. ترياد Cushing شامل (هيپرتانسيون سيستو ليك ، براديكاردي ، كاهش تنفسي ) از نشانه هاي افزايش فشار داخل جمجمه است. اگر ادم مغزي وجود داشته باشد بايد زير 15 ميليمتر جيوه نگهداري شود. استفاده از روشهاي استاندارد شامل هيپروانتيلاسيون، ديورتيك ، كاهش فشار مايع مغزي نخاعي بعلت SIADH مانيتورينگ دقيق در تنظيم آب والكتروليت ، تمام داروها از راه وريد ودرصورت ادامه كما Hyper Alimentation لازم است تنظيم قند و منيزيوم و كلسيم انجام شود. استانوس اپيلپتيكوس بايد كنترل گردد يا لورازپام Lorazpam داخل وريدي 1/0- 2/0 ميليگرم پركيلو حداكثر تا 4 ميليگرم و درصورت اشكال دركنترل تشنج اگر بعد از 2 مرتبه لورازپام نتيجه نداد ، فنيتوئين وريدي با دوز 18-20 ميليگرم پركيلو ماكزيمم 1000 ميلي گرم در ظرف 20 دقيقه داده ميشود. چون ممكن است آريتمي قلبي بدهد .

داروهائی كه جهت كاهش فشار داخل جمجمه بكار ميرود عبارتند از :

1- دگزامتازون 1/0 – 2/0 ميليگرم پر كيلو از راه وريد بعنوان دوز اوليه وسپس 1/0-05/0 ميليگرم پر كيلو از راه وريد هر 4- 6 ساعت .
2- داروي بعدي مانيتولManitol از محلول 20% از راه وريد با دوز 1-25/0 گرم پركيلو در ظرف مدت 30-60 دقيقه و هر 8-12 ساعت تكرار شود .
3- گليسيرول Glycerol بوسيله لوله نازوگاستريك 5/0 – 1سي سي پر كيلو كه با 2 مرتبه حجم با اب پرتقال رقيق شود وهر 6 ساعت ممكن است تكرار شود.

پيش آگهی : اقدامات حمايتي و توانبخشي بعد از بهبودي بيمار خيلي مهم است. عوارض آنسفاليت هاي سيستم عصبي مركزي روي ضريب هوشي حركتي ، رواني ، صرع ، بينائي شنوائي ، قلب وعروق ، ريوي ، كبدي و ساير دستگاهها ممكن است بصورت دائم داشته باشد. عوارض كوتاه مدت وطويل المدت بستگي به عامل بيماري و سن بيمار دارد هر چه سن كمتر ياشد عوارض شديدتر است البته بعضي گزارشات اين نظريه را رد ميكند. بطور معمول هرپسسيمپلكس بدترين پيش آگهي را دارد. در بيماراني كه در دوره حاد بيماري تشنج داشتهاند 25 % اختلالات تشنجي دائمي شده است عوارض رواني در 15 % موارد گزارش شده است .

پيشگيری : با اقدامات زير ميتوان تا اندازهاي از بيماري پيشگيري نمود :

1- ايمونيزاسيون بر عليه پوليو ، سرخك ، اوريون و سرخچه
2 – واكسيناسيون حيوانات اهلي بر ضد هاري
3 – كنترل ناقلين حشره با اسپري هاي مناسب
4 – از بين بردن محل تكثير حشرات

میگرن

مننژيت‌ اختلالي‌ است‌ كه‌ در آن‌، پوشش‌هاي‌ اطراف‌ مغز و نخاع‌ (مننژها) دچار التهاب‌ مي‌شوند. اين‌ حالت‌ ممكن‌ است‌ توسط‌ انواع‌ متفاوتي‌ از باكتري‌ها و ويروس‌ها ايجاد شود و مي‌تواند در هر سني‌ روي‌ دهد. مننژيت‌ يك‌ بيماري‌ بسيار جدي‌ است‌ و ممكن‌ است‌ وضعيت‌ بيمار، خيلي‌ سريع‌ رو به‌ وخامت‌ برود. درمان‌ فوري‌ با داروهاي‌ ضدميكروبي‌ در بيمارستان‌ بسيار حياتي‌ است‌. بدون‌ درمان‌ فوري‌، مننژيت‌ مي‌تواند ناتواني‌ پايدار (مثلاً كري‌ يا صدمه‌ مغزي‌) ايجاد كند و يا حتي‌ كشنده‌ باشد. به‌ دلايل‌ فوق‌، توانايي‌ شما در تشخيص‌ علايم‌ مننژيت‌ (كه‌ شامل‌ تب‌ بالا، سردرد شديد و بثورات‌ پوستي‌ مشخص‌ است‌)، بسيار حايز اهميت‌ است‌. با تشخيص‌ به‌ موقع‌ و درمان‌ زودهنگام‌، اكثر افراد به‌طور كامل‌ بهبود پيدا مي‌كنند.

 

آزمون‌ تشخيص‌ مننژيت‌

يك‌ ليوان‌ را روي‌ بثور پوستي‌ فشار دهيد. اگر رنگ‌ بثور در زير ليوان‌ محو نشد، به‌ مننژيت‌ مشكوك‌ شويد.

تشخيص‌

علايم‌ و نشانه‌ به‌ شرح‌ زير هستند (اما معمولاً همه‌ آنها در يك‌ زمان‌ بروز نمي‌كنند):

- درجه‌ حرارت‌ بالا يا تب‌

- استفراغ‌ (اغلب‌ شديد است‌) يا از دست‌ دادن‌ اشتها

- سردرد شديد

- سفتي‌ گردن‌ (بيمار نمي‌تواند چانه‌ خود را به‌ قفسه‌ سينه‌ برساند).

- دردهاي‌ عضلاني‌ يا مفصلي‌

- خواب‌آلودگي‌

- منگي‌ يا عدم‌ آگاهي‌ نسبت‌ به‌ زمان‌ و مكان‌

- عدم‌ تحمل‌ نور درخشان‌

- تشنج‌

- بثورات‌ پوستي‌ به‌ صورت‌ لكه‌هاي‌ كوچك‌ قرمز ـ ارغواني‌ «خراش‌ سوزن‌» كه‌ ممكن‌ است‌ گسترش‌ يابد و شبيه‌ به‌ كبودشدگي‌ تازه‌ شود (ديدن‌ اين‌ بثورات‌ روي‌ پوست‌هاي‌ تيره‌، مشكل‌تر است‌). با فشردن‌ كناره‌ ليوان‌ روي‌ اين‌ بثورات‌، رنگ‌ آن‌ محو نمي‌شود.

در شيرخواران‌ و كودكان‌ خردسال‌، ممكن‌ است‌ موارد زير هم‌ وجود داشته‌ باشند:

- خواب‌آلودگي‌ يا بي‌قراري‌ و گريه‌ با صداي‌ زير

- عدم‌ تمايل‌ نسبت‌ به‌ غذا خوردن‌

- حساسيت‌ در لمس‌ و تورم‌ قسمت‌هاي‌ نرم‌ جمجمه‌ در شيرخواران‌

 

 

اهداف‌

درخواست‌ كمك‌ پزشكي‌ به‌ صورت‌ فوري‌

 

هشدار!

اگر نمي‌توانيد با يك‌ پزشك‌ تماس‌ بگيريد و يا رسيدن‌ پزشك‌ با تأخير همراه‌ است‌: با مركز اورژانس‌ تماس‌ بگيريد و آمبولانس‌ درخواست‌ كنيد. اگر بيمار بدحال‌ و وضعيت‌ او رو به‌ وخامت‌ است‌، حتي‌ اگر وي‌ قبلاً به‌ پزشك‌ مراجعه‌ كرده‌ است‌، فوراً با پزشك‌ تماس‌ بگيريد.

 

۱) اگر نگران‌ هستيد كه‌ شايد فردي‌ دچار مننژيت‌ شده‌ باشد، فوراً با پزشك‌ تماس‌ بگيريد. صبر نكنيد تا تمام‌ نشانه‌ها و علايمي‌ كه‌ در بالاي‌ صفحه‌ فهرست‌ شده‌اند، ظاهر شوند چون‌ همه‌ اين‌ موارد ممكن‌ است‌ هميشه‌ در بيماران‌ مبتلا به‌ مننژيت‌ بروز نكنند.

 

۲) پس‌ از تماس‌ با پزشك‌ يا مركز آمبولانس‌، علايم‌ را توصيف‌ كنيد و ذكر كنيد كه‌ شما نگران‌ هستيد كه‌ شايد اين‌ علايم‌ مربوط‌ به‌ مننژيت‌ باشند. ممكن‌ است‌ لازم‌ باشد براي‌ درخواست‌ پزشك‌ اصرار كنيد.

 

۳) در زماني‌ كه‌ منتظر رسيدن‌ پزشك‌ يا آمبولانس‌ هستيد، به‌ بيمار اطمينان‌ خاطر بدهيد و بدن‌ او را خنك‌ نگه‌ داريد.

 

 

 

 

سردرد

 

سردرد مي‌تواند همراه‌ با هر بيماري‌، به‌ ويژه‌ يك‌ كسالت‌ تب‌دار مثل‌ سرماخوردگي‌ تظاهر كند. سردرد مي‌تواند بدون‌ هيچ‌ علتي‌ رخ‌ دهد اما اغلب‌ مي‌توان‌ آن‌ را با خستگي‌، فشار عصبي‌، استرس‌ و يا گرما يا سرماي‌ مفرط‌ مرتبط‌ دانست‌. مسموميت‌ خفيف‌ كه‌ در اثر يك‌ فضاي‌ خفه‌ يا پر از گاز و يا در اثر سوءمصرف‌ الكل‌ يا ساير داروها ايجاد مي‌شود هم‌ مي‌تواند منجر به‌ سردرد شود با اين‌ همه‌، سردرد مي‌تواند بارزترين‌ علامت‌ مننژيت‌ يا سكته‌ مغزي‌ باشد.

 

اهداف‌

تسكين‌ درد

در صورت‌ لزوم‌، درخواست‌ كمك‌ پزشكي‌

 

۱) به‌ بيمار كمك‌ كنيد تا در يك‌ مكان‌ ساكت‌، بنشيند يا دراز بكشد. يك‌ كمپرس‌ سرد روي‌ سر قرار دهيد .

 

 

احتياط‌!

در صورتي‌ كه‌ درد هريك‌ از شرايط‌ زير را داشت‌، فوراً با پزشك‌ تماس‌ بگيريد:

- بسيار ناگهاني‌ ايجاد شده‌ است‌.

- شديد و ناتوان‌كننده‌ است‌.

- با تب‌ يا استفراغ‌ همراهي‌ دارد.

- عود مي‌كند يا ثابت‌ است‌.

- با از دست‌ دادن‌ قدرت‌ (حركتي‌) يا حس‌ و يا اختلال‌ هوشياري‌ همراه‌ است‌.

- با سفتي‌ گردن‌ همراه‌ است‌.

- به‌ دنبال‌ آسيب‌ سر شروع‌ شده‌ است‌.

 

۲) يك‌ بزرگسال‌ مي‌تواند ۲ عدد قرص‌ استامينوفن‌ و يك‌ كودك‌ مي‌تواند دوز توصيه‌ شده‌ از شربت‌ استامينوفن‌ را مصرف‌ كند. به‌ كودكان‌ آسپيرين‌ ندهيد.

 

 

 

ميگرن

 

بسياري‌ از افراد، نسبت‌ به‌ حملات‌ ميگرن‌ (سردرد شديد «ناخوش‌كننده‌») استعداد دارند. علل‌ مختلفي‌ (مثل‌ آلرژي‌، استرس‌ يا خستگي‌) مي‌توانند حمله‌ ميگرن‌ را آغاز كنند. ساير عوامل‌ آغازگر عبارتند از: كمبود خواب‌، غذا نخوردن‌، الكل‌ و برخي‌ مواد غذايي‌ (مثل‌ پنير يا شكلات‌). مبتلايان‌ به‌ ميگرن‌ معمولاً با چگونگي‌ تشخيص‌ و برخورد با حملات‌ آشنا هستند و ممكن‌ است‌ داروهاي‌ خود را به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.

 

تشخيص‌

قبل‌ از شروع‌ حمله‌ ممكن‌ است‌ يك‌ دوره‌ هشداردهنده‌ شامل‌ اختلال‌ بينايي‌ به‌صورت‌ جرقه‌هاي‌ نوراني‌ چشمك‌زننده‌ و يا يك‌ «لكه‌ كور» وجود داشته‌ باشد.

سردرد شديد ضربان‌دار (زق‌زق‌كننده‌) كه‌ گاه‌ فقط‌ محدود به‌ يك‌ طرف‌ سر است‌.

درد شكم‌، تهوع‌ و استفراغ‌

ناتواني‌ در تحمل‌ نور درخشان‌ يا صداي‌ بلند

 

 

اهداف‌

تسكين‌ درد

در صورت‌ لزوم‌، درخواست‌ كمك‌ پزشكي‌

 

۱) به‌ بيمار كمك‌ كنيد تا دارويي‌ را كه‌ براي‌ حملات‌ ميگرن‌ همراه‌ خود دارد، مصرف‌ كند.

 

۲) به‌ بيمار توصيه‌ كنيد كه‌ در يك‌ اتاق‌ تاريك‌ و ساكت‌ به‌ مدت‌ چند ساعت‌ دراز بكشد يا بخوابد. چند حوله‌ و يك‌ ظرف‌ به‌ او بدهيد تا در صورت‌ استفراغ‌ كردن‌ از آنها استفاده‌ كند.

 

۳) اگر اين‌ حمله‌، اولين‌ حمله‌ ميگرن‌ است‌ به‌ بيمار توصيه‌ كنيد كه‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ كند.

 

اوتیسم

اوتیسم یا درخودماندگی یک ناتوانی پیچیده رشدی است که معمولا در سه سال اول زندگی ظاهر می‌شود.

 

 

این عارضه نتیجه اختلالی عصب‌شناختی است که بر کارکرد طبیعی مغز تاثیر می‌گذارد و رشد آن را در نواحی مربوط به ارتباط و تعامل اجتماعی دچار اشکال می‌کند.

 

علائم و نشانه‌های اصلی اوتیسم شامل اختلال در ارتباط و مراودات اجتماعی و رفتارهای تکراری است.

 

کودکان مبتلا به اوتیسم ممکن است مشکلاتی در صحبت‌کردن با دیگران داشته باشند یا هنگامی که با آنها صحبت می‌کنید به چشم‌های شما نگاه نکنند.

 

کودکان مبتلا  پیش از آنکه بتوانند توجه خود را به کاری جلب کنند، ممکن است مجبور باشند برای مثال مدادهای‌شان را ردیف کنند یا جمله مشابهی را بارها و بارها تکرار کنند تا خودشان را آرام کنند.

 

به طور کلی افرادی که مبتلا به اوتیسم در سه زمینه «مراوده اجتماعی» (دشواری در ایجاد روابط اجتماعی: منزوی از دیگران و یا بی تفاوت نسبت به آنان بودن)، «ارتباط اجتماعی» (دشواری در ابجاد ارتباط لفظی و غیر لفظی: درک نکردن  کامل مفهوم حرکات و اشارات، حالات صورت و لحن صحبت دیگران) و «تخیل» (دشواری در یادگیری بازی هایی که چند نفر در آنها درگیر هستند و یا باید از قدرت تخیل برای فهم آنها استفاده کرد ) دچار اشکال هستند.

 

رفتار تکراری و مقاومت در مقابل تغییر روال کار و زندگی نیز جزو خصوصیات فرد اوتیستی است.

 

از آنجایی که افراد مبتلا به اوتیسم ممکن است علائم و خصوصیات گوناگونی را از خود نشان دهند، اوتیسم  در واقع شامل «طیفی» از اختلالات است.

 

علت به وجود آورنده اوتیسم نامعلوم است. اوتیسم در تمام طول عمر با فرد باقی می‌ماند و علاجی قطعی برای آن وجود ندارد، اما درمان می‌تواند به مبتلایان کمک کند.

 

درمان‌هایی که برای اوتیسم به کار می‌رود، شامل رفتاردرمانی و ارتباط‌درمانی و داروهایی برای کنترل علائم مبتلایان است.

تشنج

تشنج‌ (كه‌ حمله‌ تشنجي‌ يا حمله‌ غش‌ هم‌ نام‌ دارد) شامل‌ انقباضات‌ غيرارادي‌ تعداد زيادي‌ از عضلات‌ بدن‌ است‌. اين‌ وضعيت‌ ناشي‌ از وجود يك‌ اختلال‌ در فعاليت‌ الكتريكي‌ مغز است‌. تشنج‌ها معمولاً منجر به‌ از دست‌ رفتن‌ يا اختلال‌ هوشياري‌ مي‌شوند. شايع‌ترين‌ علت‌ تشنج‌، صرع‌ است‌. ساير علل‌ عبارتند از: برخي‌ از بيماري‌هاي‌ تخريب‌كننده‌ مغز، آسيب‌ سر، كمبود اكسيژن‌ يا گلوكز در مغز و مصرف‌ سموم‌ خاصي‌ مثل‌ الكل‌. تشنج‌هاي‌ صرعي‌، ناشي‌ از اختلالات‌ عمده‌ و عودكننده‌ فعاليت‌ مغز هستند. اين‌ تشنج‌ها مي‌توانند ناگهاني‌ و بدون‌ مقدمه‌ روي‌ دهند. درست‌ قبل‌ از (شروع‌) تشنج‌، بيمار ممكن‌ است‌ يك‌ دوره‌ هشداردهنده‌ (اورا) با يك‌ سري‌ علايم‌ را تجربه‌ كند كه‌ مثلاً به‌ صورت‌ يك‌ احساس‌ عجيب‌ و غريب‌ يا يك‌ بو يا مزه‌ خاص‌ است‌. صرف‌ نظر از علت‌ تشنج‌، مراقبت‌هاي‌ ارايه‌ شده‌ هميشه‌ بايد شامل‌ باز و پاك‌ نگه‌ داشتن‌ راه‌ تنفسي‌ و كنترل‌ علايم‌ حياتي‌ (سطح‌ پاسخ‌دهي‌، نبض‌ و تنفس‌) باشد. همچنين‌ شما بايد از وارد آمدن‌ آسيب‌هاي‌ بيشتر به‌ بيمار طي‌ يك‌ حمله‌ تشنج‌ پيشگيري‌ كنيد و شرايط‌ ارايه‌ مراقبت‌هاي‌ مناسب‌ پس‌ از بهبود را فراهم‌ كنيد.

 

تشخيص‌

به‌طور كلي‌:

- بي‌هوشي‌ ناگهاني‌

- سفت‌ و قوسي‌ شدن‌ پشت‌

- حركات‌ تشنجي‌

ترتيب‌ اتفاقات‌ زير در صرع‌ شايع‌ است‌:

- بيمار به‌طور ناگهاني‌ و اغلب‌ با فرياد كشيدن‌، بي‌هوش‌ به‌ زمين‌ مي‌افتد.

- بدن‌ بيمار سفت‌ و پشت‌ او قوس‌دار مي‌شود.

- ممكن‌ است‌ تنفس‌ متوقف‌ شود. لب‌ها ممكن‌ است‌ ته‌رنگ‌ خاكستري‌ ـ آبي‌ (سيانوز) داشته‌ باشند و صورت‌ و گردن‌، قرمز و پف‌آلود شوند.

- حركات‌ تشنجي‌ آغاز مي‌شوند. ممكن‌ است‌ فك‌، قفل‌ شود و تنفس‌ صدادار شود. بزاق‌ روي‌ دهان‌ ظاهر مي‌شود و در صورتي‌ كه‌ زبان‌ يا لب‌ها بريده‌ شده‌ باشند، بزاق‌ مي‌تواند خوني‌ باشد. ممكن‌ است‌ كنترل‌ مثانه‌ يا روده‌ از دست‌ برود.

- عضلات‌ شل‌ شده‌، تنفس‌ به‌ حالت‌ طبيعي‌ برمي‌گردد؛ بيمار معمولاً در عرض‌ چند دقيقه‌، هوشياري‌ خود را دوباره‌ پيدا مي‌كند. بيمار ممكن‌ است‌ دچار احساس‌ منگي‌ شود يا كارهاي‌ عجيب‌ و غريبي‌ از خود بروز دهد. امكان‌ دارد كه‌ نسبت‌ به‌ رفتار خود آگاهي‌ نداشته‌ باشد.

- پس‌ از يك‌ حمله‌ تشنج‌، بيمار ممكن‌ است‌ احساس‌ خستگي‌ كند و به‌ خواب‌ عميق‌ فرو برود.

 

 

 

اهداف‌

محافظت‌ از بيمار در برابر آسيب‌

ارايه‌ مراقبت‌ پس‌ از برگشتن‌ هوشياري‌

در صورت‌ لزوم‌، فراهم‌ كردن‌ شرايط‌ انتقال‌ بيمار به‌ بيمارستان‌

 

۱) اگر مي‌بينيد كه‌ بيمار در حال‌ افتادن‌ است‌، سعي‌ كنيد به‌ بي‌خطر كردن‌ سقوط‌ او كمك‌ كنيد (مبحث‌ « كنترل‌ سقوط‌ » را ببينيد). فضاي‌ اطراف‌ بيمار را خالي‌ كنيد؛ از ناظران‌ بخواهيد كه‌ محل‌ را ترك‌ كنند. اشياي‌ بالقوه‌ خطرناك‌ (مثل‌ نوشيدني‌ داغ‌ يا اجسام‌ تيز) را دور كنيد. زمان‌ شروع‌ تشنج‌ را يادداشت‌ كنيد.

 

۲) در صورت‌ امكان‌، با قرار دادن‌ يك‌ بالشتك‌ نرم‌ در زير سر بيمار، از سر محافظت‌ كنيد. لباس‌هاي‌ اطراف‌ گردن‌ را شل‌ كنيد.

 

 

۳) پس‌ از توقف‌ تشنج‌، راه‌ تنفسي‌ را باز و تنفس‌ را كنترل‌ كنيد؛ آماده‌ باشيد تا در صورت‌ لزوم‌، احياي‌ تنفسي‌ و ماساژ قفسه‌ سينه‌ را آغاز كنيد .

 

 

۴) اگر بيمار نفس‌ مي‌كشد، وي‌ را در وضعيت‌ بهبود قرار دهيد. علايم‌ حياتي‌ (سطح‌ پاسخ‌دهي‌، نبض‌ و تنفس‌) را كنترل‌ و ثبت‌ كنيد. طول‌ مدت‌ تشنج‌ را يادداشت‌ كنيد.

 

احتياط‌!

از حركت‌ دادن‌ بيمار خودداري‌ كنيد مگر آنكه‌ وي‌ در معرض‌ خطر فوري‌ باشد.

از قرار دادن‌ چيزي‌ در دهان‌ بيمار يا استفاده‌ از نيروي‌ خود براي‌ مهار كردن‌ حركات‌ او خودداري‌ كنيد.

 

هشدار!

در صورتي‌ كه‌ هريك‌ از موارد زير صادق‌ باشد، با مركز اورژانس‌ تماس‌ بگيريد و آمبولانس‌ درخواست‌ كنيد:

بيمار به‌ مدت‌ بيش‌ از ۱۰ دقيقه‌، بي‌هوش‌ بوده‌ است‌.

تشنج‌ بيش‌ از ۵ دقيقه‌ طول‌ كشيده‌ است‌.

بيمار دچار تشنج‌هاي‌ مكرر شده‌ است‌ و يا اين‌ تشنج‌، اولين‌ تشنج‌ او است‌.

بيمار هيچ‌ دليلي‌ براي‌ تشنج‌ خود نمي‌شناسد.

 

 

 

 

 

تشنج‌هاي‌ نهفته

 

برخي‌ افراد، اشكال‌ خفيفي‌ از صرع‌ را به‌ صورت‌ تشنج‌هاي‌ كوچك‌ تجربه‌ مي‌كنند كه‌ طي‌ آن‌، به‌نظر مي‌رسد اين‌ افراد از محيط‌ اطراف‌ خود جدا مي‌شوند و نسبت‌ به‌ آن‌ آگاهي‌ ندارند. اين‌ حوادث‌ كه‌ «تشنج‌ نهفته‌ يا ابسنس‌» ناميده‌ مي‌شوند، بيشتر كودكان‌ را مبتلا مي‌كند تا بزرگسالان‌. احتمال‌ وقوع‌ حركات‌ تشنجي‌ يا از دست‌ رفتن‌ هوشياري‌ كم‌ است‌، اما ممكن‌ است‌ يك‌ تشنج‌ كامل‌ به‌ دنبال‌ اين‌ نوع‌ تشنج‌ بروز كند.

 

تشخيص‌

«خاموش‌ شدن‌» ناگهاني‌؛ ممكن‌ است‌ بيمار مستقيماً به‌ جلو خيره‌ شود.

لرزش‌ يا تكان‌ خوردن‌ مختصر يا موضعي‌ لب‌ها، پلك‌ها، سر يا اندام‌ها

حركات‌ «خودكار» عجيب‌ و غريب‌ مثل‌ ملچ‌ و ملوچ‌ كردن‌، جويدن‌ يا صدا درآوردن‌

 

 

اهداف‌

محافظت‌ از بيمار تا زمان‌ بهبود كامل‌

 

۱) به‌ بيمار كمك‌ كنيد تا در يك‌ مكان‌ ساكت‌ بنشيند. فضاي‌ اطراف‌ او را خالي‌ كنيد؛ اشياي‌ بالقوه‌ خطرناك‌ (مثل‌ نوشيدني‌ داغ‌ يا اجسام‌ تيز) را دور كنيد.

 

۲) با بيمار به‌ شيوه‌اي‌ خونسرد و اطمينان‌بخش‌ گفتگو كنيد. وي‌ را با سؤالات‌ خود كلافه‌ نكنيد. تا زماني‌ كه‌ مطمئن‌ شديد بيمار كاملاً بهبود يافته‌ است‌، در كنار او بمانيد.

 

۳) اگر بيمار نسبت‌ به‌ وضعيت‌ خود آگاهي‌ ندارد و يا آن‌ را نمي‌شناسد، به‌ او توصيه‌ كنيد تا در اسرع‌ وقت‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ كند.

 

 

 

 

 

 

تشنج‌ در كودكان

 

تشنج‌ در كودكان‌ خردسال‌ (كه‌ گاهي‌ غش‌ يا حمله‌ تشنجي‌ هم‌ ناميده‌ مي‌شود) اغلب‌ از افزايش‌ درجه‌ حرارت‌ بدن‌ كه‌ با عفونت‌ حلق‌ يا گوش‌ يا ساير بيماري‌هاي‌ عفوني‌ همراهي‌ دارد، ناشي‌ مي‌شود. اين‌ نوع‌ تشنج‌، تشنج‌ ناشي‌ از تب‌ ناميده‌ مي‌شود و (در واقع‌) واكنش‌ مغز نسبت‌ به‌ درجه‌ حرارت‌ بالاي‌ بدن‌ است‌. يك‌ علت‌ احتمالي‌ ديگر براي‌ تشنج‌هاي‌ شيرخواران‌ و كودكان‌، صرع‌ است‌. اگرچه‌ تشنج‌ مي‌تواند نگران‌كننده‌ باشد، اما درصورت‌ برخورد صحيح‌ با آن‌ به‌ ندرت‌ خطرناك‌ است‌. اما از جهت‌ (اثبات‌) بي‌خطر بودن‌ آن‌، كودك‌ بايد حتماً در بيمارستان‌ ويزيت‌ شود تا هرگونه‌ وضعيت‌ زمينه‌اي‌ جدي‌ رد شود.

 

تشخيص‌

لرزش‌ عضلاني‌ شديد همراه‌ با مشت‌هاي‌ قفل‌ شده‌ و قوسي‌ شدن‌ پشت‌ ممكن‌ است‌ موارد زير هم‌ وجود داشته‌ باشند:

نشانه‌هاي‌ آشكار تب‌: پوست‌ داغ‌ و برافروخته‌ و گاه‌ عرق‌ كردن‌

لرزش‌ صورت‌ همراه‌ با چشم‌هاي‌ منحرف‌ شده‌، ثابت‌ يا به‌ بالا چرخيده‌

توقف‌ تنفس‌ همراه‌ با صورت‌ و گردن‌ قرمز و «پف‌آلود» يا جاري‌ شدن‌ آب‌ از دهان‌

از دست‌ رفتن‌ يا اختلال‌ هوشياري‌

 

اهداف‌

محافظت‌ از كودك‌ در برابر آسيب‌

خنك‌ كردن‌ بدن‌ كودك‌

اطمينان‌ دادن‌ به‌ والدين‌ با مراقب‌ از كودك‌

فراهم‌ كردن‌ شرايط‌ انتقال‌ به‌ بيمارستان‌

 

۱) چند بالش‌ يا بالشتك‌ نرم‌ در اطراف‌ كودك‌ قرار دهيد تا حتي‌ حركات‌ شديد نيز نتوانند منجر به‌ آسيب‌ او شوند.

 

 

۲) هرگونه‌ پوشش‌ يا لباس‌ را خارج‌ كنيد. جريان‌ مناسبي‌ از هواي‌ تازه‌ و خنك‌ برقرار كنيد (اما بدن‌ كودك‌ را بيش‌ از حد سرد نكنيد).

 

 

۳) پوست‌ كودك‌ را با آب‌ ولرم‌ خيس‌ كنيد تا زودتر خنك‌ شود؛ اين‌ كار را از پيشاني‌ كودك‌ شروع‌ كنيد و به‌ سمت‌ پايين‌ بدن‌ ادامه‌ دهيد.

 

۴) پس‌ از پايان‌ تشنج‌، با قرار دادن‌ كودك‌ در وضعيت‌ بهبود ، راه‌ تنفسي‌ را باز نگه‌ داريد. در صورت‌ لزوم‌، با مركز اورژانس‌ تماس‌ بگيريد و آمبولانس‌ درخواست‌ كنيد.

 

۵) به‌ كودك‌ و والدين‌ او يا مراقب‌ كودك‌ اطمينان‌ خاطر بدهيد. علايم‌ حياتي‌ (سطح‌ پاسخ‌دهي‌، نبض‌ و تنفس‌) را تا رسيدن‌ نيروهاي‌ امداد پزشكي‌، كنترل‌ و ثبت‌ كنيد .

پيشگيري و كنترل كمبود ويتامين A :

ویتامینA یکی از مواد مغذی و مهم با نقش های اساسی در سلامت ارگانهای بدن است . این ویتامین در پیشگیری از بروز عفونت ، سلامت پوست و بافتهای مخاطی دهان ، دستگاه گوارش ، مجاری تنفسی ، چشم ها و تامین رشد کودکان تاثیر بسزایی دارد .

کمبود ویتامین A یکی از مهمترین مشکلات تغذیه ای در کشورهای در حال توسعه است . بر اساس برآوردهای سازمان جهانی بهداشت ، 251 میلیون کودک زیر 5 سال در جهان دچار کمبود متوسط و شدید ویتامین A هستند و هرسال 500 هزار کودک زیر 5 سال جهان به دلیل کمبود این ویتامین کور می شوند و می توان گفت که سلامت و بقاء حداقل 254 میلیون کودک زیر 5 سال جهان به علت کمبود ویتامین A در معرض خطر قرار دارد .

کمبود ویتامین A با عوارضی از جمله کاهش سرعت رشد کودکان ، افزایش مرگ و میر و ابتلا کودکان به بیماریهای عفونی به ویژه سرخک ، اسهال و عفونتهای دستگاه تنفسی همراه است . به طوری که خطر ابتلاء به عفونت و مرگ کودکان را به میزان 2 تا 4 برابر افزایش می دهد .

کمبود شدید ویتامین A شبکوری ، آسیب قرنیه چشم به صورت گزروفتالمی ( خشکی چشم ) و نهایتا کوری مطلق را به دنبال دارد .

نتایج بررسی کشوری سلامت و بیماری که در سال 1378 در ایران انجام شد ، نشان داده است که 1/1 درصد پسران 2 تا 5 سال و 8/0 درصد دختران همین گروه سنی دچار شبکوری هستند و این در حالی است که سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است در جامعه ای که یک درصد کودکان زیر شش سال آن دچار شبکوری باشند ، کمبود ویتامین A یک مشکل بهداشت عمومی در آن جامعه محسوب می شود .

بر اساس تخمین های جهانی ، هر سال از 3/1 تا 5/2 میلیون مورد مرگ را می توان با بهبود وضعیت ویتامین A پیشگیری نمود . به دلیل نقش حیاتی ویتامین A در سلامت مادر و کودک ، پیشگیری و کنترل کمبود ویتامین A نزد سیاستگزاران و مدیران برنامه های بهداشتی باید در اولویت قرار گیرد .

نقش و اهمیت ویتامین Aدر بدن :

نقش بیولوژیک این ویتامین در بینایی ، رشد ، نمو استخوان ها ، حفظ بافت پوششی ، پاسخ های ایمنی و تولید مثل شناخته شده است .

- وجود ویتامین A برای بینایی ، حفظ سلامت چشم و قدرت دید در تاریکی ضروری است و در صورت کمبود آن در بدن شبکوری بروز می کند . شبکوری یا کاهش قدرت دید در تاریکی ، اولین علامت کمبود ویتامین A است .

- همچنین کمبود این ویتامین باعث از بین رفتن ترشح مخاط توسط سلولهای پوششی پوست و در نتیجه خشکی پوست و بافت مخاطی بدن می شود .

- وجود ویتامین A برای رشد طبیعی استخوان ضروری است و کمبود آن اثر نامطلوب بر رشد طولی استخوانها دارد .

- وجود ویتامین A در مکانیسم اختصاصی دفاع بدن نیز ضروری است و کمبود این ویتامین خطر ابتلا به انواع عفونتها ( خصوصا اسهال و عفونتهای دستگاه تنفسی ) و مرگ را به میزان 2 تا 4 برابر افزایش می دهد . کمبود ویتامین A ، دوره بیماری را طولانی تر کرده و شدت آنرا افزایش می دهد .

- مطالعات زیادی نشان داده است که تجویز همزمان ویتامین A و آهن نقش بسیار مؤثری در جبران کم خونی فقر آهن افراد داشته است و به نظر می رسد که ویتامین A به جذب ، هضم و ذخیره آهن در بدن کمک می کند .

- مطالعات نشان داده است که ویتامین A به عنوان یک شبه هورمون عمل کرده و به رشد و نمو سلولهای بدن کمک می کند .

- بتا کاروتن ( پیش ساز ویتامین A ) بدن را در مقابل ابتلا به انواع سرطان ها ، بیماریهای قلبی – عروقی و بیماریهای چشمی مانند آب مروارید محافظت می نماید .

مقادیر مورد نیاز روزانه ویتامین A:

بطور کلی میزان مورد نیاز روزانه این ویتامین ، بر اساس سن ، جنس و شرایط فیزیولوژیک ( بارداری و شیردهی ) تعیین می گردد . میزان نیاز روزانه به ویتامین A در مردان بیشتر از زنان است و در دوران شیردهی بیشترین نیاز به این ویتامین وجود دارد .

در بعضی از دورانهای زندگی ، نیاز به ویتامین Aافزایش می یابد . این دوران ها عبارتند از :

- دوران رشد سریع کودکی و نوجوانی ( کودکان زیر 6 سال و نوجوانان در دوران بلوغ )

- دوران بارداری و شیردهی

مواردی که معمولا باعث دریافت ناکافی ویتامین Aشده و باعث می شود فرد در معرض کمبود این ویتامین قرار بگیرد ، عبارتند از :

- بارداریهای مکرر و با فاصله کم که موجب کاهش ذخایر ویتامین A در مادر و در نهایت کاهش ذخایر این ویتامین در شیرخواران به ویژه در 6 ماه اول زندگی می شود .

- کودکانی که با شیر مصنوعی تغذیه میشوند بیشتر در معرض خطر این کمبود قرار می گیرند ( به دلیل قابلیت جذب کم این ویتامین در شیر مصنوعی )

- کودکانی که تغذیه تکمیلی نامناسب دارند و منابع غذایی ویتامین A به مقدار کافی در برنامه غذایی آنان گنجانده نشده است .

- تغذیه نادرست کودکان در دوران بیماری و نقاهت که باعث می شود در این دوران کودک مواد مغذی مورد نیاز و از جمله ویتامین A مورد نیاز را دریافت نکند .

- ناآگاهی های تغذیه ای والدین و بخصوص مادران در زمینه منابع غذایی ویتامین A و لزوم استفاده از آنها در برنامه غذایی روزانه ، یکی از دلایل دریافت ناکافی و در نتیجه کمبود ویتامینA می باشد .

- پایین بودن سطح درآمد خانوار و کمبود دریافت مواد غذایی به طور کلی و همچنین پایین بودن قدرت خرید خانوار برای تهیه منابع غذایی ویتامین A به خصوص منابع حیوانی این ویتامین ، باعث دریافت ناکافی ویتامین در افراد خانواده می شود .

- کمبود دسترسی به منابع گیاهی این ویتامین ( میوه و سبزیها ) در فصول خشک ، احتمال کمبود این ویتامین را افزایش می دهد .

- بروز بیماریهای عفونی و ابتلا مکرر کودکان به این بیماریها باعث کم اشتهایی و کاهش جذب ویتامین A در آنها و در نتیجه کمبود این ویتامین می شود .

- آلودگی های انگلی نیز با بروز کم اشتهایی و کاهش جذب مواد مغذی از جمله ویتامین A ارتباط دارد .در مناطقی که مردم آن از آب آشامیدنی سالم و توالت بهداشتی و ... برخوردار نیستند ، به دلیل ابتلا به عفونتهای انگلی بیشتر در معرض خطر کمبود این ویتامین قرار می گیرند .

- رژیم غذایی کم چربی نیز باعث عدم جذب این ویتامین می شود . زیرا ویتامین A محلول در چربی بوده و وجود چربی برای جذب آن ضروری می باشد .

- قابلیت جذب منابع حیوانی ویتامین A بیشتر از منابع گیاهی می باشد و بایستی حداقل 40 درصد ویتامین A مورد نیاز روزانه از منابع حیوانی تامین شود . در غیر این صورت فرد دچار کمبود می شود .

منابع غذایی ویتامین A:

1- منابع حیوانی – دارای فرم فعال و قابل جذب ویتامین A – در جگر ، قلوه ، زرده تخم مرغ ، شیر و لبنیات پرچرب و کره موجود است .

2- منابع گیاهی ( کاروتنوئید ها و به ویژه بتا کاروتن ) که پیش ساز ویتامین A میباشد در میوه های رنگی و سبزیجات زرد و سبز رنگ نظیر اسفناج ، کاهو ، هویج ، کدو حلوایی ، زرد آلو ، طالبی ، موز ، انگور ، خربزه ، خرمالو و انواع مرکبات وجود دارند .

پپیشگیری و کنترل کمبود ویتامین A:

چهار راهکار اساسی در برنامه پیشگیری و کنترل کمبود ویتامین A عبارتند از :

1- آموزش تغذیه

2- مکمل یاری

3- غنی سازی مواد غذایی

4- کنترل بیماریهای عفونی و انگلی

مکمل یاری :

در مناطقی مانند کشور ایران ، که کمبود ویتامین A به عنوان یک مشکل بهداشت عمومی مطرح است ، به کلیه کودکان زیر 6 سال هر 6 ماه یکبار باید یک مگادوز ویتامین A داده شود . دوز پیشنهادی ویتامین A برای کودکان 6 تا 11 ماهه ، یک کپسول 100 هزار واحدی و برای کودکان یک تا 5 سال یک کپسول 200 هزار واحدی است .

 

علل بیماری ام اس

بيماري ام.اس يا اسكلروز چندگانه يك اختلال مادام‌العمر در سيستم ايمني خودكار بدن است كه مي‌تواند منجر به فلج شديد شود.

به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، اختلال سيستم ايمني خودكار وضعيتي است كه در آن بدن آنتي‌باديهايي را توليد مي‌كند كه به بافت‌هاي خودش حمله مي‌كنند.

در بدن افراد مبتلا به اين بيماري آنتي‌باديهايي توليد مي‌شود كه به ماده سفيد مغز و نخاع حمله‌ور مي‌شوند.

در بيماري ام.اس ميلين يا پوشش رشته‌هاي عصبي در مغز و نخاع ملتهب مي‌شود. اين التهاب باعث آسيب ميلين شده و سيگنال‌هاي عصبي نمي‌توانند در طول رشته‌هاي عصبي حركت كنند.

علايم اين بيماري متفاوت است و بستگي به اين دارد كه كدام بخش از اعصاب آسيب ببينند.

علايم اوليه اين بيماري بسيار خفيف بوده و عبارتند از: سرگيجه و عدم تعادل، خستگي، ضعف دست و پا، التهاب اعصاب چشمي، بي حسي يا سوزش موضعي، درد شديد در ناحيه صورت، نقص در بينايي شامل تار شدن و يا دو بيني است.

با پيشرفت بيماري ساير علايم نيز بروز مي‌كنند كه از آن جمله مي‌توان به مشكلات روده و مثانه، دردهاي مزمن مانند درد كمر و ماهيچه‌ها، افسردگي، اسپاسم يا گرفتگي ماهيچه‌ها كه ممكن است بسيار دردناك باشد، فلج، ناتواني جنسي، صحبت كردن به طور نامفهوم، مشكل در بلع، مشكل در تفكر و عملكرد حافظه، از دست دادن بينايي و نابينايي كامل اشاره كرد.

در موارد خفيف بيماري ممكن است علايم به قدري ضعيف و ناچيز باشند كه حتي نتوان وجود بيماري را تشخيص داد. وقتي بيماري پيشرفت كرده و شدت مي‌يابد، فرد كاملا فلج مي‌شود.

بيمار توانايي راه رفتن را از دست داده و حتي نمي‌تواند از خود مراقبت كند.

علت دقيق بروز اين بيماري هنوز مشخص نيست.

4 فرضيه علمي اصلي درباره علت اين بيماري وجود دارد؛

1- شرايط جوي در سراسر جهان: براساس اين فرضيه به نظر مي‌رسد كه ابتلا به ام اس در ميان ساكنان نواحي اطراف مدار چهلم نيم كره‌هاي شمالي و جنوبي كره زمين شايعتر است.

فردي كه در يكي از اين مناطق متولد شده و پيش از رسيدن به سن نوجواني به منطقه ديگر منتقل مي‌شود، تا حدودي در معرض ابتلا به اين بيماري قرار مي‌گيرند.

2- ژنتيك: ابتلاي والدين يا يكي از نزديكان به اين بيماري خطر ابتلا به ام.اس را در فرد افزايش مي‌دهد.

3- عامل ايمني: به طور كلي اين امر پذيرفته شده است كه بيماري ام‌اس نوعي اختلال در سيستم ايمني خودكار است.

4- عامل ويروسي: اين احتمال وجود دارد كه يك عامل ويروسي در بروز ام اس نقش داشته باشد.

برخي عصب‌شناسان معتقدند كه ام اس به دليل تولد يك فرد با نقص ژنتيكي بروز مي‌كند، چرا كه نمي‌تواند با يك عامل محيط زيستي سازگاري داشته باشد.

وقتي فرد مزبور با آن عامل تماس پيدا كند، سيستم خودكار ايمني واكنش نشان داده و منجر به بروز بيماري مي‌شود.

هنوز براي اين بيماري هيچ راه مشخصي براي پيشگيري شناخته نشده است. در مورد تشخيص بيماري نيز لازم به ذكر است كه در حال حاضر هيچ آزمايش خاصي به اين منظور وجود ندارد و معمولا از طريق مراجعه به سابقه پزشكي و آزمايشات فيزيكي فرد مورد آزمايش قرار مي‌گيرد.

تصاوير MRI معمولا مي‌تواند آسيب ميلين در بافت مغز را نشان دهد، اما در برخي افراد مبتلا به اين بيماري اين تصاوير كاملا طبيعي هستند و هيچ مشكل يا نارسايي را نشان نمي‌دهند. يكي ديگر از روشهاي تشخيص بيماري آزمايش مايع مغزي نخاعي است.

در درازمدت ميزان فلج و از كار افتادگي اعضا افزايش پيدا مي‌كند. مرگ افراد مبتلا به اين بيماري عموما در اثر پيچيدگي‌ها و شرايط سخت ناشي از فلج آنهاست.

از شايعترين عوامل مرگ اين بيماران مي‌توان به بروز زخم‌هاي بستري و در نتيجه بروز عفونت، ذات‌الريه، آمبولي ريوي، گرفتگي رگ‌هاي تغذيه كننده ريه‌ها توسط لخته‌هاي خوني و خودكشي اشاره كرد.

بيماري ام اس مسري نيست و خطري براي اطرافيان بيمار ندارد، اما مي‌تواند به طور ژنتيكي اعضاي يك خانواده را تهديد كند.

عملكرد اصلي براي درمان بيماري وجود دارد. اولين مرحله توقف و يا كاهش حملات سيستم ايمني به ميلين رشته‌هاي اعصاب است.

مرحله دوم بهبود علائم بيماري و كمك به فرد براي بازگشتن به شرايط طبيعي تا حد امكان است.

سيستم ايمني به كمك دارو درمان مي‌شود.

ساير معالجات شامل مصرف داروهاي ضدافسردگي براي بهبود حالت افسردگي و كاهش خطر خودكشي، مصرف دارو براي كنترل مثانه، مصرف دارو براي رفع گرفتگي‌هاي عضلاني و مصرف دارو براي بهبود دردهاي عصبي است.

اثرات جانبي اين داروها با توجه به نوع دارويي كه مصرف مي‌شود، متفاوت است. از مهمترين آنها خواب آلودگي، بهم خوردگي معده و واكنش‌هاي آلرژيك نسبت به داروها هستند.

از آنجا كه اين بيماري مادام العمر است، كنترل دايمي و معالجه هميشگي بيماري ضروري است.

پيشرفت بيماري در اثر مصرف دارو تا حدودي كندتر مي‌شود.

همچنين معالجه علايم بيماري مي‌تواند حالت فلج را كاهش دهد

ام اس و یوگا

به گزارش سرويس بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران به نقل از وب دا، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج ضمن بیان این مطلب گفت: در این بررسی علمی انجام تکنیک های پرانایاما، هاتا و راجایوگا موثرترین تکنیک های ورزش یوگا بر افزایش نشاط بیماران مبتلا به ام اس شناخته شد.

شهلانجفی دولت آباد در رابطه به چگونگی انجام این تکنیک ها ادامه داد: در پژوهش نامبرده، انجام این تکنیک ها به مدت سه ماه و هر ماه نیز هشت جلسه یک تا یک و نیم ساعته، می تواند تاثیر مثبت ورزش یوگا را بر کاهش خستگی بیماران مبتلا به ام اس نشان دهد.

وی افزود: بیماری مولتیپل اسکلروزیس(ام اس)، یکی از بیماری های مزمنی است که سبب ناتوانی های زیادی در افراد جوان و میانسال می شود.

نجفی دولت آباد افزود: بر اساس آمارهای جهانی، حدود 2/5 میلیون نفر در دنیا به این بیماری مبتلا هستند و همین آمارها نشان می دهد بیماری ام اس در تمام جهان رو به افزایش است که کشور مانیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود.

 به گزارش گروه علمي،‌ پزشكي باشگاه خبرنگاران به نقل از وب دا؛ دکتر احسان یعقوبی، متخصص مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشکی یاسوج ضمن بیان این مطلب گفت: نوع دیگری از بروز این بیماری، حالت پیشرونده است که علایم به صورت تدریجی و یا به آهستگی شدیدتر می شود.

دکتر احسان یعقوبی در رابطه با روش های درمانی بیماری ام. اس تصریح کرد: داروهایی که برای پیشگیری از حملات ام. اس تجویز می شود، داروهای تعدیل کننده سیستم ایمنی بدن هستند که آنکس، سینووکس، ربیف، رسیژن و بتافرون را شامل می شود.

وی ادامه داد: برای درمان حملات این بیماری که در آن سیستم ایمنی بدن بر علیه خود بدن فعالیت می کند، از داروهای کورتون دار استفاده می شود.

این متخصص مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشکی یاسوج عنوان کرد: بررسی های پزشکی این بیماری، تاثیر عواملی مانند استرس در بیمار و یا بیماری های ویروسی نظیر سرماخوردگی را ثابت کرده است.

وی در رابطه با علل شناسایی شده برای ابتلا به بیماری ام . اس گفت: یکی از عللی که پزشکان در ردیف علل ابتلا به این بیماری مطرح می کنند، کمبود ویتامین D است./ح

به گزارش سرويس بهداشت و درمان باشگاه خبرنگاران به نقل از وب دا، متخصص مغز و اعصاب دانشگاه علوم پزشکی یاسوج گفت: درد چشم و اختلال در حرکات چشمی، بی حسی و احساس مورمور و سوزش، احساس عدم تعادل و ضعف یا اسپاسم عضلانی  در ردیف شناخته شده ترین علایم بیماری ام.اس هستند.

دکتر احسان یعقوبی افزود: هم چنین اختلال در راه رفتن یا تکلم، اختلال در کنترل و تخلیه ادرار و مدفوع، اختلالات جنسی و در مراحل انتهایی نیز اختلال در تفکر و تصمیم گیری از دیگر علایمی هستند که برای این بیماری تعریف می شود.

این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج اضافه کرد: ام.اس مخفف بیماری مولتیپل اسکلروزیس است که سبب اختلالت بینایی، حسی، ضعف عضلانی و مشکلات دیگر می شود.

یعقوبی با بیان اینکه ام.اس یک بیماری خود ایمن است، ابراز کرد: در این بیماری سیستم ایمنی بدن بر علیه خود بدن وارد فعالیت می شود که به همین دلیل به عنوان یک بیماری خود ایمن شناخته شده است.


این عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج اظهار کرد: با وجود درمان های متعددی که برای این بیماری به کار گرفته می شود، ام اس هم چنان یکی از ناتوان کننده ترین بیماری هایی است که جنبه های مختلف زندگی فرد مبتلا را تحت تاثیر خود قرار می دهد.

رویا ابوالفضلی در مورد علائم هشدار دهنده به خصوص تاری دید در بیماری‌ام ‌اس گفت:‌ام ‌اس بیماری شناخته شده‌ای است که از اختلالات سیستم ایمنی مغز نشأت می‌گیرد که یکسری علائم و معیارهای بالینی دارد و این طور نیست که هر فردی با علامت مثل سرگیجه، تاری دید یا بی‌حسی دست و پا بگوئیم فرد ام‌ اس دارد.

وی گفت: افرادی که با علائم مشخصه باید توسط یک متخصص مغز غز و اعصاب معاینه شوند اگر علائم هشدار دهنده و قابل بررسی باشد موضوع پیگیری می‌شود و تمام معیارهای بالینی و معیارهای پاراکلینیکی از جمله ام‌آر آی روی فرد سنجیده شود تا بتوانیم بگوئیم فرد به‌ام ‌اس مبتلا شده یا خیر.

ابوالفضلی در پاسخ به اینکه افراد به چه علائمی برای مراجعه به متخصص مغز و اعصاب باید حساس باشند گفت: هر علامت جسمی عصبی که فرد قبلاً به آن‌ها مبتلا نبوده ولی الان در او ایجاد شده مثلاً خواب رفتگی دست و پا، سرگیجه، دوبینی اختلال در حرکت که قبلاً فرد نداشته می‌تواند نشانه باشد و فرد باید به متخصص مغز و اعصاب مراجعه کنند تا پزشک با معاینه بالینی بفهمد که فرد دچار علامت گذرا شده یا بیمار است.

عضو هیئت علمی علوم پزشکی تهران شایع‌ترین علامت دیده شده در بیماران مبتلا به‌ام ‌اس را اشکالات بینایی دوبینی، سرگیجه و ضعف اندام‌ها، اختلالات ادراری و حرکتی به ویژه اختلال در راه رفتن اعلام کرد و گفت: اما این دلیل نمی‌شود که هر فردی این مشکلات را داشت به‌ام ‌اس مبتلاست. شاید دلایل دیگری برای به وجود آمدن این علامت‌ها وجود داشته باشد.

این متخصص مغز و اعصاب گفت: مطالعه‌ای که به صورت جسته و گریخته روی اپیدمیولوژی‌ام ‌اس در کشور صورت گرفته نشان می‌دهد چیزی حدوداً بین ۵۰ تا ۶۰ در صد هزار نفر به‌ام ‌اس مبتلا می‌شوند که آمار بالایی نیست هر چند که اخیراً ابتلا به‌ام ‌اس رو به افزایش داشت.



 

904 مجروح و 112 كشته در حوادث ویژه هفته گذشته

به گزارش روز شنبه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكی، در 188 حادثه ویژه رخ داده طی هفته گذشته كه منجر به اعزام 327 دستگاه آمبولانس اورژانس پیش بیمارستانی به محل حوادث شد، 904 نفر به مراكز درمانی منتقل شدند.
مهم ترین حادثه ویژه ترافیكی در هفته گذشته مربوط به تصادف یك دستگاه تریلر با خودروی پژو در محور كمربندی خرم آباد بود كه بلافاصله دو دستگاه آمبولانس اورژانس پیش بیمارستانی مركز مدیریت حوادث و فوریتهای پزشكی لرستان به محل اعزام شدند ، كه اولین آمبولانس پس از شش دقیقه به محل حادثه رسید و سه نفر مصدوم حادثه پس ازاقدامات اولیه و تخصصی فوریتهای پزشكی به بیمارستان های شهدای عشایر خرم آباد انتقال پیدا كردند.
این حادثه پنج فوتی نیز داشت كه دو نفر از آنها در بیمارستان، براثر شدت جراحات وارده، جان باختند.
اورژانس كشور با توجه به افزایش سفرهای برون شهری به رانندگان توصیه كرد قبل از سفر ضمن استراحت كافی از سالم بودن خودرو و نداشتن وجود نقص فنی در آن اطمینان حاصل كنند و در طول مسیر هم اگر احساس خستگی و خواب‌آلودگی داشتند، در اسرع وقت در محلی مناسب توقف كرده و پس از رفع خستگی به مسیر خود ادامه دهند.
بر پایه این گزارش رانندگان در صورت بروز تصادفات منجر به آسیب های انسانی ، با شماره ی 115 اورژانس تماس گرفته و با مشاهده آمبولانس ، خودروی خود را به منتهی الیه سمت راست جاده هدایت كنند تا مسیر عبور آمبولانس باز شده و از تردد در مسیر ویژه آمبولانس و خودروهای امدادی خودداری شود.